برند و «آوازه بنگاه»؛ دارایی های نامشهود قرن 21

[ad_1]

هفته نامه تجارت فردا – *فیروزه قنات آبادی: جهان و محیط کسب‌وکار و تجارت در دو دهه گذشته به دلایل گوناگون از جمله تحولات شدید تکنولوژیک به شدت تغییر یافته و این تغییرات به گونه‌ای است که حتی بازار ایران را نیز که مدت‌ها در تحریم قرار داشته، به شدت متاثر ساخته است. به این جهت باید این تغییرات را شناخت تا امکان تجهیز بنگاه‌های ایرانی به ابزار ضروری برای رقابت در بازار داخلی و بازارهای جهانی فراهم شود. مهم‌ترین ویژگی‌های این بازار که از آن به عنوان «اقتصاد آوازه2» یاد می‌شود ریشه در ایده «ارزش اقتصادی برند» یا به عبارت بهتر نقش «افکار، احساسات و ادراکات ذی‌نفعان» در ایجاد ارزش برای مالک برند دارد که به قبل از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد.

جهان و محیط کسب‌وکار و تجارت در دو دهه گذشته به دلایل گوناگون از جمله تحولات شدید تکنولوژیک به شدت تغییر یافته و این تغییرات به گونه‌ای است که حتی بازار ایران را نیز که مدت‌ها در تحریم قرار داشته، به شدت متاثر ساخته است. به این جهت باید این تغییرات را شناخت تا امکان تجهیز بنگاه‌های ایرانی به ابزار ضروری برای رقابت در بازار داخلی و بازارهای جهانی فراهم شود. مهم‌ترین ویژگی‌های این بازار که از آن به عنوان «اقتصاد آوازه2» یاد می‌شود ریشه در ایده «ارزش اقتصادی برند» یا به عبارت بهتر نقش «افکار، احساسات و ادراکات ذی‌نفعان» در ایجاد ارزش برای مالک برند دارد که به قبل از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. در چند دهه گذشته ارزش سهام تحت عنوان «نامشهودها3» آنچنان افزایش یافته که ارزش خالص یا دفتری دارایی‌های مشهود شرکت‌های S&P 500 فقط 49 درصد و شرکت‌های FTSE100 فقط 55 درصد کل بازار سرمایه در این دو بازار در سال 2012 را تشکیل می‌دهند.

 

بنرد و «آوازه بنگاه»؛ دارایی های نامشهود قرن 21 
درآمد مورد انتظار ناشی از تحلیل و پیش‌بینی رشد درآمد آتی به وسیله موسسات ارزشگذاری و رتبه‌بندی برند بنگاه‌های جهانی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از درآمدها ناشی از دارایی‌های نامشهود، به خصوص برند بنگاه و در نتیجه ناشی از نمود بیرونی برند یعنی «آوازه بنگاه» است. ظهور و رشد شرکت‌های مشاوره متخصص در ارزشگذاری و رتبه‌بندی برند و آوازه بنگاه‌ها در سه دهه اخیر و به رسمیت شناختن روش ارزشگذاری برند به وسیله سازمان بین‌المللی استاندارد (ISO 10688) در 2010 تاکیدی است بر نقش رو به افزایش برند در ارزش اقتصادی ایجادشده به وسیله بنگاه‌ها. پذیرش نقش رو به افزایش برند در ایجاد ارزش در بنگاه‌ها به وسیله نهادهای اقتصادی جهانی، نه‌تنها نشان‌دهنده اهمیت مدیریت برند به عنوان یک ضرورت استراتژیک در بنگاه‌هاست بلکه تاییدی است بر پذیرش نقش برند در «مدیریت آوازه» بنگاه‌ها.

آوازه بنگاه و شایستگی مدیریتی

امروزه ایده «برند» به عنوان یک دارایی اقتصادی به آنچنان بلوغی رسیده که «برند بنگاه» و «آوازه» به عنوان پیشران «مزیت رقابتی پایدار» می‌تواند به عنوان مانعی در مقابل ورود تازه‌واردان به صنعت در نظر گرفته شود. انقلاب تکنولوژیک و ظهور بازارهای مجازی با امکان ارتباط و تاثیرگذاری مستقیم مشتریان و کلیه ذی‌نفعان بر یکدیگر و بر «آوازه بنگاه» چنان گسترش یافته که ضرورت «مدیریت برند و آوازه بنگاه» را به عنوان یک «شایستگی مدیریتی» مطرح ساخته است. موفقیت در این امر در مرحله اول مستلزم شناخت ویژگی‌های بازار جدید یا به عبارتی «اقتصاد آوازه»، تعریف و شناخت برند و آوازه بنگاه و فراهم کردن سازوکار برای اندازه‌گیری برند و آوازه بنگاه‌ها و در نهایت ارائه راهکار برای مدیریت «برند و آوازه بنگاه» به عنوان عواملی موثر در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی و رقابت‌پذیری بنگاه‌ها در بازار است. به این جهت در ادامه به اختصار به هر یک از این مباحث می‌پردازیم.

اقتصاد آوازه

به نظر فوم بران (2011) «اقتصاد آوازه» در جوامعی جاری می‌شود که مدام از طریق شبکه‌ها و سازمان‌ها تحت نفوذ گروه‌های مرجع قرار دارند. در این رویکرد تحلیلی از آنجا که اطلاعات به طور سیستماتیک میان شبکه‌های اجتماعی پخش نمی‌شود، «اطمینان» و «روابط» به دارایی حیاتی و ضروری برای تداوم و پایداری فعالیت بنگاه‌ها تبدیل می‌شود. در این بازار وسایل ارتباطی سنتی و غیرسنتی (مانند شبکه‌های اجتماعی) با تفسیرهای خاص خود از عملکرد سازمان‌ها بر بازار و جامعه نفوذ داشته و آن را به حرکت درمی‌آورند. به این‌گونه «روابط دایره‌وار» (circular relationship) میان جامعه و سازمان‌ها شکل می‌گیرد؛ روابطی که در آن حمایت جامعه از سازمان‌ها بر برداشت مطلوب از یکدیگر متکی است.

 

به این ترتیب عملکرد سازمان به میزان منافعی که در نتیجه این حمایت در میان ذی‌نفعان گوناگون ایجاد می‌شود، بستگی دارد. «اقتصاد آوازه» شاخص بازاری است که در آن علاوه بر عملکرد مالی و پول رایج معیارهای دیگری تعیین‌کننده مبادلات هستند. سیستم مالی موجود که از زمان انقلاب صنعتی پول را به عنوان تنها عامل مبادله ارزش تعریف کرده، شاهد ظهور شبکه بازارهای جهانی (روی هم افتاده)، روابط اعتماد‌محور، سیستم‌های تجاری بی‌نظم و افرادی است که هر یک ارزشگذاری خاص خود را دارا هستند. انقلاب تکنولوژیک و ظهور شبکه‌های اجتماعی با امکان ارتباط فرد – به – فرد بازاری به وسعت جهان ایجاد کرده که در آن افراد غریبه با اطمینان با یکدیگر به مبادله می‌پردازند. (کلاین 2013)

از دیگر ویژگی‌های مهم این بازار تعدد ذی‌نفعان علاقه‌مند و پیگیر بنگاه‌هاست که بیشتر از محصولات بنگاه، علاقه‌مندند بدانند بنگاه و افراد اداره‌کننده بنگاه و برند آن چه کسانی هستند. دسترسی 24 ساعته در هفت روز هفته به اطلاعات استراتژیک بنگاه به مخاطبان اجازه می‌دهد با یک کلیک یا یک نظر مخالف استراتژی بنگاه را در خطر قرار دهند. در واقع بنگاه‌ها مسوولیت مقوله‌ای را بر عهده دارند که تحت کنترل آنها نیست. بنگاه مسلماً همه ذی‌نفعان را تحت کنترل ندارد (از کارکنان گرفته تا افراد نافذ بر سیاستمداران و صاحبان کسب‌وکار) و مسلماً نمی‌تواند گفتار و کردار نمایندگی‌های فروش یا پاسخگویان به مشتریان را در مراکز تماس کنترل کند. در واقع تحولات بازار و تکنولوژی در دو دهه اخیر «وجه مالی» دنیای کسب‌وکار را به نفع وجه انسانی آن یعنی «آوازه» تغییر داده است. (کلاین 2013)

 

بنرد و «آوازه بنگاه»؛ دارایی های نامشهود قرن 21 
به نظر بنگاه‌های بزرگ دنیا «اقتصاد آوازه» یک بازار واقعی است که در آن شرایط رقابت بازتعریف می‌شود. در این شرایط جدید رقابتی افراد در مورد بنگاه‌ها بر اساس «آنکه» هست و «آنچه» برایش تلاش می‌کند و نه فقط «آنچه» می‌فروشد، تصمیم می‌گیرند. در چنین بازاری چالش رهبران بنگاه‌ها عبارت است از اعمال «مدیریت برند و آوازه» زیرا «آوازه بنگاه» به عنوان دارایی‌های نامشهود که در طول زمان ساخته شده و منعکس‌کننده ارزش و اطمینانی است که کلیه ذی‌نفعان برای بنگاه قائل هستند. دارایی، کلیدی است که در تحقق اهداف استراتژیک مانند ارزش‌آفرینی، رشد سود و تحقق مزیت رقابتی پایدار نقش تعیین‌کننده دارد. بنابراین در «اقتصادآوازه»، «ارزش» در نتیجه استفاده درست از دارایی‌های نامشهود ایجاد می‌شود. به این علت است که در مطالعات موسسه تحقیقاتی ECM 4 در سال 2011 توصیه می‌شود که مسوولان دارایی‌های نامشهود در بنگاه‌ها هر چه بیشتر در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک بنگاه‌ها نقش داشته باشند.

برند بنگاه

مفهوم «برند» به بازاریابی محصول برمی‌گردد که در آن نقش برندسازی و مدیریت برند ابتدا عبارت است از ایجاد تمایز و ترجیح نسبت به یک محصول یا خدمت در ذهن مشتری. در این حوزه چندین تعریف پذیرفته‌شده از «برند» وجود دارد. این تعاریف متعدد به برند به عنوان «یک اسم، اصطلاح، علامت، نماد، طرح یا ترکیبی از آنها برای شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تمایز آنها از رقبایشان» اشاره دارد یا «نمادی که برای متمایزسازی محصولات و خدمات یک شرکت از شرکت دیگر به کار می‌رود». (کاپفرر، 1997)

توسعه برندسازی محصولات طی 30 سال گذشته با ایجاد لایه‌های ارزشی متعدد در اطراف کارکرد اصلی محصولات و خدمات صورت گرفته تا امکان متمایزسازی در یک بازار خاص را فراهم سازد. جهانی‌شدن بازارها، تحولات تکنولوژیک و کوتاه‌تر شدن عمر محصولات، امکان همسان‌سازی و تقلید محصولات و خدمات را به شدت افزایش داده به گونه‌ای که امروزه ایجاد تمایز در محصولات به امری دشوار تبدیل شده است، به این دلیل جایگاه بنگاه‌ها را نمی‌توان فقط در سطح محصولات و خدمات تعریف کرد بلکه به معیارهای پایدارتری در سطح بنگاه‌ها برای متمایزسازی و ایجاد مزیت رقابتی نیاز است لذا ارزش‌ها و آوازه بنگاه به عنوان عناصر اصلی راهبردهای تمایز محسوب می‌شوند (هاچ و شولتس، 2001).

 

 برند و «آوازه بنگاه»؛ دارایی های نامشهود قرن 21 (اسلایدشو)

 

ایجاد برند بنگاه بر این پیش‌فرض استوار است که برند بنگاه تمامی جنبه‌های شرکت را در بر گرفته و شرکت را از رقبای آن مجزا می‌سازد. برند بنگاه از دید کسانی مانند گاهون ریل، بالمر و همکاران (1997) عبارت است از «عادات، اهداف و ارزش‌های یک سازمان که سبب ایجاد حس فردیت و تمایز یک برند می‌شوند». بنا بر تعریف دو چرناتونی (2001)، برند بنگاه عبارت است از «مجموعه‌ای از ارزش‌های کاربردی و احساسی که به ذی‌نفعان قول تجربه‌ای ویژه را می‌دهد». کینگ (1991) به این حقیقت اشاره کرد که مخاطبان برند بنگاه از مشتریان فراتر هستند و تمامی ذی‌نفعان را در‌بر می‌گیرد. به نظر ناکس و بیکرتون (2003)، یک برند بنگاه «بیان بصری، شفاهی و رفتاری از مدل کسب‌وکار منحصربه‌فرد یک سازمان است».

تعاریف نشان‌دهنده این امر هستند که برند بنگاه الزاماً به یک شرکت واحد محدود نمی‌شود بلکه می‌تواند شرکت‌ها، توابع آنها و گروه شرکت‌ها را نیز پوشش دهد. بالمر (1998) این‌طور ادعا می‌کند که هویت بنگاه، به عنوان یک دارایی مهم بنگاه که بیانگر اصول اخلاقی، اهداف و ارزش‌های متمایزکننده شرکت از رقبای آن است در مرکز برند بنگاه قرار دارد.

آوازه بنگاه

«آوازه بنگاه» عبارت است از «برداشت جمعی از اعمال و دستاوردهای گذشته بنگاه که توانایی‌های بنگاه را در ایجاد ارزش برای مجموعه ذی‌نفعان بنگاه توصیف می‌کند». آوازه بنگاه، جایگاه بنگاه را در داخل (در رابطه با کارکنان) و خارج بنگاه (در رابطه با ذی‌نفعان) در بستر محیط رقابتی تعیین می‌کند. آوازه و برند بنگاه ویژگی‌های لازم برای تحقق مزیت رقابتی پایدار (مانند باارزش بودن، کمیابی، به سختی قابل تقلید بودن و غیرقابل جایگزین بودن) را برآورده می‌سازند. برندها و آوازه‌های بنگاهی دارایی‌های مهمی هستند که بهره‌گیری از فرصت‌ها و کاهش تهدیدها را برای شرکت ممکن می‌سازند. از آنجا که هر شرکت یک برند بنگاه دارد و آوازه در طول زمان توسعه می‌یابد، برندها و آوازه‌های قوی بسیار محدود هستند و امکان تقلید کامل از آنها مشکل است. در تفکیک جایگاه و نقش «برند بنگاه» و «آوازه بنگاه» از یکدیگر از تعریف موسسه آوازه5 یاری می‌گیرم. در جمع‌بندی این موسسه «برند» نمایانگر پیمانی است که بنگاه با ذی‌نفعان خود می‌بندد در نتیجه در «تملک» بنگاه قرار دارد در حالی که «آوازه» معیاری است برای سنجش تحقق پیمان‌های بنگاه در نتیجه در «تملک» ذی‌نفعان قرار دارد.

 
بسیاری از پژوهشگران معتقدند آوازه خوب به نوعی دارایی راهبردی برای شرکت‌ها تبدیل می‌شود که تقلید از آن بعید و دشوار است. تحقیقات انجام‌شده توسط واحد هوش اقتصادی6 (آوازه: پذیرش ریسک)، روابط عمومی ادل مان7 (سنجش اعتماد بنگاهی)، مجله فورتون 8 (مورد تحسین‌ترین شرکت‌های آمریکا)، هیل و نولتون9 و موسسه آوازه10 گویای آن است که مدیران عالی بنگاه‌ها نیز «آوازه بنگاه» را موضوعی حائز اهمیت برمی‌شمارند. اما این تحقیقات همواره بر این حقیقت اشاره دارند که نسبت به چگونگی ایجاد آوازه بنگاه برتر مطمئن نیستند. برای شرح این معما، داولینگ و موران (2012) به توضیح این موضوع می‌پردازند که چگونه سازمان‌های مختلف آوازه خود را با توجه به دیدگاه و ارزش‌های خود، دلمشغولی‌های ذی‌نفعان و راهبردهای خود حفظ می‌کنند. برای حل این معما، پیشنهاد آنها این است که آوازه‌های حاصل از تعهدهای راهبردی سازمان باید بهترین فرصت را برای حفظ مزیت رقابتی پایدار ارائه کنند.

 

بنرد و «آوازه بنگاه»؛ دارایی های نامشهود قرن 21 
آنها این‌طور شرح می‌دهند که آوازه‌های راهبرد – محور یا آنهایی که در ذات یک سازمان «تعبیه11» شده‌اند، به طرز معناداری با آوازه‌های سازمان‌های رقیب آن تفاوت دارند چرا که این آوازه‌ها بر اساس منطق هنجاری، اقتصادی یا منطق رقابتی این سازمان پایه‌ریزی می‌شوند. از آنجایی که خصوصیات پایه‌ای یک سازمان تعیین‌کننده عملیات اصلی آن هستند و به ذی‌نفعان ارزش انتقال می‌دهند، آوازه‌ای که از آنها حاصل می‌شود، نشانه صداقت و اعتماد رفتار آن سازمان در آینده است. «آوازه‌های تعبیه‌شده» در تقابل با «آوازه‌های عاریه‌ای12» مبتنی بر طرح‌های تاکتیکی نظیر امور خیریه و مسوولیت‌های اجتماعی فرعی بنگاه قرار دارد. چنین تاکتیک‌هایی ارتباط چندانی به عملیات محوری و اصلی سازمان ندارند. از آنجا که این برنامه‌ها قادر به انعکاس اهداف بنیادین بنگاه نیستند، علائم ضدونقیضی از خود نشان می‌دهند و از آنجا که تقلید چنین تاکتیک‌هایی برای رقبا بسیار آسان است، احتمال تحقق مزیتی بلندمدت از آنها امری بعید است.

ضرورت اندازه‌گیری آوازه بنگاه

ایده ارزش اقتصادی برند و به تعبیری «ارزش اقتصادی افکار، احساسات و ادراکات» همراه با شخصیتی که نمایندگی می‌کند به قبل از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. از جان استوارت، مدیرعامل افسانه‌ای شرکت آمریکایی کواکر در گفت‌وگو با شرکایش نقل می‌شود که: «اگر روزی این شرکت از هم بپاشد زمین و تاسیسات شرکت را به شما می‌دهم و خودم برند و علامت تجاری را برمی‌دارم و مطمئن هستم از شما موفق‌تر خواهم بود». در اواخر دهه 80 شرکت RHM13 که در لیست FTSE100 قرار داشت در یک مزایده برای فروش ارائه شد. به عنوان بخشی از دفاعیه RHM برای ارزشگذاری از شرکت مشاوره اینتر برند14 برای توسعه ابزاری برای ارزشگذاری برند کمک خواستند. رویکرد اینتر برند در ارزشگذاری برند بر ارزش حال درآمد پیش‌بینی‌شده ناشی از برند (یا به تعبیری بهتر ناشی از آوازه) از طریق نفوذ بر انتخاب مشتریان مبتنی است.

 

این روش به روش «استفاده اقتصادی15» و تبدیل آن به روش استاندارد برای ارزشگذاری برند معروف است. این مفاهیم در استانداردهای حسابداری (IFRS 316; SFAS 14117) اعمال شده و از بنگاه‌ها خواسته شده آنچه سرقفلی نامیده می‌شود، با توجه به جزئیات تاریخی شامل مبلغ اولیه در مورد ارزش خالص بنگاه و دارایی‌هایش شامل برندها در زمان تملیک ذکر کنند. اخیراً نیز در فرآیند فرمول‌بندی روش ارزشگذاری برند، ایزو 10688 در سال 2010 پیشنهاد می‌شود. امروزه ایده برند به عنوان یک دارایی اقتصادی به نقطه ثبات رسیده و همه ارکان‌ مرتبط با آن تقریباً شناخته شده‌اند، به گونه‌ای که هرسال ارزش اقتصادی برند توسط موسسات معتبر جهانی مانند اینتر برند و برند فاینانس18 محاسبه می‌شوند. اما این اقدامات هنوز با منازعات مطرح در سطح سازمان‌های تجاری که «آوازه بنگاه» را مهم‌ترین پیشران «مزیت رقابتی پایدار» می‌داند که مانع ورود رقبا می‌شود فاصله دارد.  (World Economics, 2012)

به نظر اسپانس19 (1974) آوازه بنگاه بخشی از فرآیند علامت‌دهی بازار است که طی آن بنگاه ویژگی‌های مورد نظر خود را به منظور بیشینه‌سازی جایگاه خود به اطلاع مشتریان و دیگر ذی‌نفعان می‌رساند. نظر مشابهی توسط پورتر و کاوز (1977) مطرح است. به نظر اثر «مانع ورود» نرخ برگشت (ROR) بنگاه‌ها با آوازه قوی را بیش از هزینه فرصت سرمایه افزایش داده و درنتیجه باعث افزایش ارزش بازاری بنگاه می‌شود.

ارتباط مستقیم «آوازه بنگاه» با اهداف عملکرد مالی، حداقل با چهار نوع ریسک همراه است:

1- آوازه بنگاه به محیط کسب‌وکار حاکم و عوامل رقابتی خارج از کنترل شرکت بستگی دارد.

2- اگر‌چه اعلام عمومی اهداف مالی می‌تواند برای کارکنان الهام‌بخش باشد (یا گاهی سبب شکایت آنها شود)، چنانچه برآورده نشود، مدیرعامل و قیمت سهام شرکت را زیر سوال می‌برد.

3- اهداف مالی عمومی انگیزه‌ای می‌شود برای دستکاری درآمدها؛ چیزی که در بسیاری از رسوایی‌های بنگاهی دیده می‌شود.  

4- و بالاخره، هنگامی که سودهای کلانی به قیمت از دست رفتن رفاه اجتماعی حاصل می‌شود، ممکن است سبب بیزاری عمومی نسبت به آن سازمان شود.

به این جهت بسیاری از شرکت‌ها اهداف مالی را با اهداف انگیزشی برای ارزشگذاری «آوازه بنگاه» جایگزین می‌کنند. انواع مختلفی از این اهداف وجود دارد، برای مثال، شرکت هواپیمایی استرالیایی کانتاس20 این هدف را دارد که به «بهترین شرکت هواپیمایی درجه یک دنیا» تبدیل شود، در حالی که خودروسازی آلمانی «بی‌ام‌و» سعی دارد برای تولید «بهترین خودرو سواری» شناخته شود. این نوع اهداف هنگامی با خطر مواجه می‌شوند که با راهبرد سازمان همسو نباشند.

با توجه به توضیحات فوق، دومین مشکل اساسی در رابطه با «مدیریت آوازه بنگاه» و در نتیجه ایجاد مزیت رقابتی در بازار دشواری اندازه‌گیری این ساختار است. یافته‌های حاصل از بررسی نظام‌مند ادبیات آوازه بنگاه حاکی از آن است که آوازه بنگاه با روش‌های متعددی سنجیده می‌شود که رایج‌ترین آن، «روش مجله فورتون در شناسایی تحسین‌شده‌ترین بنگاه‌ها»21 است.

از آنجا که مفهوم آوازه بنگاه به ذی‌نفعان متعددی مربوط می‌شود و بازتاب آن در دریافت‌های ذی‌نفعان از یک سازمان منعکس می‌شود (اشمیدتس22 و همکارانش، 2001). شواهد فراوانی مبنی بر تعامل نظرات ذی‌نفعان بنگاه در مورد آوازه بنگاه وجود دارد. به ویژه این‌طور به نظر می‌رسد که آوازه‌ای که از کارکنان به دست می‌آید بر آوازه مشتریان و اجتماعات تاثیرگذار است (کارملی23، 2005). لذا سازمان‌ها نه‌تنها باید در مدیریت آوازه بنگاه خود به روابط‌شان با ذی‌نفعان اهمیت دهند بلکه باید تاثیر ذی‌نفعان بر یکدیگر را نیز در نظر بگیرند.

بررسی الگوهای کنونی آوازه بنگاه گویای آن است که تعداد الگوهای به کار گرفته شده اندک است و برجسته‌ترین آنها در فهرست قابل ستایش‌ترین شرکت‌های فورتون و میزان آوازه24 RQ دیده می‌شود (فوم‌بران و ون‌ریل، 2004؛ فوم‌بران، 1996). همچنین الگوهای دیگری نظیر سنجه شخصیت بنگاهی25 (دیویز و همکارانش، 2003) و «شاخص عملکرد ذی‌نفعان و ابزار بهبود روابط» (اسپیریت)26 (مک‌میلان و همکارانش، 2004) نیز وجود دارند. این الگوها به شکل قابل ملاحظه‌ای از نظر رویکرد، ذی‌نفع مورد نظرشان و آنچه مورد سنجش قرار می‌دهند با یکدیگر تفاوت دارند به این جهت در انتخاب مدل مناسب اندازه‌گیری باید به موارد متعدد توجه داشت.

پی‌نوشت‌ها:

1- Corporate Reputation  / 2- Reputation Economy  / 3- Intangibles   / 4- European Communication Monitor  / 5- Reputation Institute  / 6- The Economist Intelligence Unit  / 7- Edelman  / 8- Fortune  / 9- Hill & Knowlton  / 10- Reputation Institute  / 11- Built in  / 12- Bolt-on Reputation  / 13- Rank Hovis McDougall  / 14- Interbrand  / 15- Economic Use  / 16- International Financial Reporting Standard  / 17- Statements of Financial Accounting Standards  / 18- Brand Finance  / 19- Spence  / 20- Qantas  / 21- Fortune’s Most Admired Companies (FMAC) / 22- Smidts  / 23- Carmeli  / 24- Reputation Quotient – RQ  /
25- Corporate Personality Scale  / 26- Stakeholder Performance Indicator and Relationship Improvement Tool (SPIRIT)

 

*عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی

[ad_2]

لینک منبع

با کودک خجالتی ام چه کنم؟

[ad_1]

0007613571

اگر كودك‌تان خجالتی است بهتر است بدانید راه‌های زیادی برای رفع این مشكل وجود دارد، به هر دلیلی كه كودك شما اكنون خجالتی است، بهتر است راه‌های كمك به او را پیدا كنید.

احتمالا هیچ پدرومادری دوست ندارد که کودکش خجالتی باشد یا دیگران این برچسب را به او بزنند. اما کدام کودکان خجالتی هستند و چه موقع ما خجالتی بودن را با مسائل دیگر اشتباه می‌گیریم؟

خجالت در واقع نوعی ویژگی شخصیتی در كودكان است، نه یك عیب و نقص كه نیازی به دعوا و شرمندگی والدین داشته باشد. این ویژگی با تشویق و حمایت والدین قابل اصلاح است جالب است بدانید دانشمندان می‌گویند خجالتی بودن در بعضی فرهنگ‌ها مورد پسند و ستایش مردم است و از راه فرهنگ جامعه به كودكان به ارث می‌رسد.

از نظر علمی احساس خجالت، یك واكنش طبیعی نسبت به افراد یا محیط‌های جدید است كه در حقیقت تركیبی از حس ترس و كنجكاوی را در خود دارد. شیرخواران با دیدن غریبه‌ها روی‌شان را برمی‌گردانند.

كودكان نوپا به زمین نگاه می‌كنند و به پدر یا مادرشان می‌چسبند و حتی ممكن است در این شرایط به مكیدن انگشت شست بپردازند اما بیشتر بچه‌ها قبل از 3 سالگی به راحتی با همه ارتباط برقرار می‌كنند و به‌نظر بسیار اجتماعی می‌آیند اما بعد از این سن، ترس بیشتر كودكان از غریبه‌ها شروع می‌شود و آن‌ها حس خجالت و شرمندگی را یاد می‌گیرند. در این زمان است كه ناگهان كوچولوی اجتماعی و برون‌گرای شما تبدیل به یك موجود خجالتی می‌شود.

با کودک خجالتی ام چه کنم؟

ندا شیخی، دکترای روانشناسی در ابتدا در تعریف خجالتی بودن می‌گوید: خجالت به معنی دوری‌گزینی و عدم تمایل به ایجاد ارتباط با دیگران، می‌تواند امری موقتی یا نسبتا دائمی باشد. خجالتی بودن کودک باید با توجه به شخصیت و ذات کودک، سن او و اینکه فرزند چندم خانواده است، و فرهنگی که کودک در آن پرورش می‌یابد، مورد بررسی قرار گیرد. ما در اینجا به توضیح چند مورد از این فاکتورها مانند سن و فرزند چندم خانواده می‌پردازیم.

چندمین فرزند شماست؟

این روانشناس در ادامه در بیان اینکه فرزند چند خانواده بودن چه تاثیری بر خجالت کودک دارد، توضیح می‌دهد: معمولا فرزند اول خانواده نسبت به فرزند دوم حالت خجالت بیشتری دارد. این امر شاید به علت شیوه‌های تربیتی سختگیرانه‌تر والدین درباره فرزند اول باشد. معمولا والدین قوانین سنگین تر و بایدونبایدهای بیشتری درباره فرزند اول وضع می‌کنند که این امر می‌تواند بر میزان و کیفیت عزت نفس کودک تاثیر بگذارد. زیرا که کودک به طور مداوم به قضاوت و کنترل خود می‌پردازد و به خاطر ترس از اشتباه یا تنبیه، سعی می‌کند تعاملش با دیگران را کاهش دهد. درحالی‌که فرزند دوم معمولا کمتر با قوانین و بایدونبایدهای سخت والدین مواجه می‌شود و بنابراین با فراغ بال و اعتماد به نفس بیشتری به ایجاد ارتباط و انجام امور می‌پردازد.

اختلالی شبیه کمرویی

شیخی همچنین به فاکتور سن اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که نباید خجالتی بودن را با مسائل دیگر اشتباه گرفت: سن نیز از عوامل تاثیرگذار بر این حالت در کودکان است. به عنوان مثال، پدر و مادری از این موضوع اظهار ناراحتی و تعجب می‌کنند که فرزند 8 ماهه‌شان تا مدتی قبل در تعامل با دیگران هیچ مشکلی نداشته و به راحتی در آغوش دیگران قرار می‌گرفت، می‌خندید، و با آنها بازی می‌کرد. اما به تازگی حتی با مادربزرگش هم غریبگی می‌کند، با دیگران تعامل نمی‌کند، و در مواجهه با افراد تازه گریه می‌کند و … . این رفتار مربوط به سن کودک است. از حدود 8 ماهگی کودک دچار حالتی می‌شود که روانشناسان آن را اضطراب جدایی و اضطراب غریبه می‌نامند. یعنی در مواجهه با افراد جدید یا در هنگام غیبت پدر و مادر یا مراقب‌شان، دچار حالت اضطراب می‌شوند.

عادت ها در سنین مختلف

ایشان تاکید می‌کند: کودکان در سنین مختلف عادت‌های گوناگونی دارند. به عنوان مثال، کودکان در سن 5 سالگی، تفریحات درون منزل را به بیرون رفتن ترجیح می‌دهند و معمولا دامنه تعامل آنها با بچه‌های دیگر محدود به گروه‌های کوچک 3 الی 4 نفره است و از کودکان بزرگ‌تر یا افراد بزرگسال فاصله می‌گیرند. بنابراین در بعضی سنین نمی‌توان بر شکل یا میل به تعامل کودک با دیگران نام خجالتی بودن گذاشت؛ بلکه این حالت به نوعی مقتضای سن آنان است.

کودک خجالتی به مدرسه نمی رود؟

هرچند رفتاری که کودک نوپا در برخورد با غریبه‌ها از خود بروز می‌دهد ناشی از کم‌رویی است و این حالت طبیعی است،‌ اما نمی‌توان نام آن را خجالت گذاشت باید هرچه زودتر چاره‌ای بیندیشید چون با ورود او به مدرسه این مسئله تشدید خواهد شد.

شاید می‌خواهد جلب توجه کند

تعدادی از بچه‌ها خجالت را برای جلب توجه به کار می‌گیرند تا از انجام کاری که به آنها محول شده خودداری کنند. در بیشتر مواقع، کودکان خجالتی هنگام احوالپرسی مادر با سایرین به مادرشان می‌چسبند اما در برخی مواقع با ادامه رفتار می‌خواهند دیگران از او سؤال کرده و با او صحبت کنند و مرکز توجه شود.

بزرگش نکنید

خجالتی بودن کودک را امری غیرطبیعی و مهم جلوه ندهید ولی به او توجه داشته باشید تا سعی در جلب توجه شما از راه‌های دیگر از‌جمله خجالت کشیدن نکند.

او را اجتماعی کنید

با مهربانی و آرامش اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده و او را از بدو خردسالی به جمع دیگران به‌ویژه کودکان ببرید. به بچه بیاموزید که برخی کارها مانند سلام کردن از رفتارهای خوب و مودبانه به حساب می‌آید.

آماده‌اش کنید

پیش از آنکه فرزندتان را به جمع دیگران ببرید برایش توضیح دهید تا خود را آماده کند و دچار اضطراب نشود. بهتر است کودک، شما را راحت و با اعتماد به نفس در میان جمع و در حال رفت و آمد و معاشرت ببیند و این شیوه را در پارک، منزل دوستان و… نیز به کار ببرید.

نگذارید شما را منزوی کند

باید با برقراری روابط مناسب با دیگران برقراری ارتباط صحیح را به فرزندتان بیاموزید و اجازه ندهید کودک خجالتی، شما را از معاشرت با دیگران بازدارد.


Post Views:
88

[ad_2]

لینک منبع

راز علاقه انسان ها به موسیقی غمگین

[ad_1]

3002475

محققان می گویند تمایل افراد به شنیدن موسیقی غمگین ناشی از میزان قدرت آنان درهمدردی است.

مجله Frontiers in Psychology نوشت: محققان انگلیسی و فنلاندی با انجام تحقیقی به این نتیجه رسیدند که میزان تمایل افراد به گوش دادن به موسیقی غمگین ناشی از میزان قدرت همدردی آنان است.

محققان قطعاتی از موسیقی غمگین را دراختیار شرکت کنندگان درتحقیق قرار دادند و از آنان خواستند که قبل و بعد از شنیدن موسیقی به برخی سوال ها در فرمی که به آن ها داده شد، پاسخ دهند و احساس خود را بیان کنند.

کارشناسان هنگام گوش دادن افراد به موسیقی، میانگین ضربان قلب و فعالیت الکتریکی پوست آنان را ثبت کردند و خصوصیت های فردی مانند سلیقه موسیقیایی و خاطرات غمگین آن ها در گذشته را دراین تجربه درنظر گرفتند.

نتایج نشان داد که واکنش های عاطفی به موسیقی غمگین می تواند ناشی از سه عامل محبت و مهربانی، همدردی و نگرانی باشد.

طبق این تحقیق، افرادی که درآن واحد حس نگرانی و ناراحتی را داشتند، عواطف منفی تر را نسبت به کسانی که احساس ناراحتی و مهربانی داشتند، بروز دادند ؛ به عبارت دیگر، افرادی که همزمان احساس ناراحتی و مهربانی داشتند، بیش از دیگران از موسیقی غمگین لذت می بردند.

محققان به اعضای این گروه “عشاق اندوه” لقب داده اند.


Post Views:
218

[ad_2]

لینک منبع

5 موردی که نشان می دهد همسر شما افسرده است!

[ad_1]

افسردگی در مراحل اولیه دارای نشانه ها و علائم مخفی و پنهانی است که می‌توانید با دقت در برخی تغییرات رفتاری افراد وقوع این احساس ناخوشایند را در آنان شناسایی کنید و کمک کنید تا به حالت عادی بازگردد. تصور اشتباه عموم این است که فرد افسرده به طور مداوم گریه می کند و رفتارهایی نا به هنجار از خود نشان می دهد؛ در صورتی که علائم افسردگی حاد که در مواردی انگیزه خودکشی را در فرد فراهم می‌کند به شرح زیر است:

انزوا؛ سکوت سنگین و تمایل به تنهایی

از جمله مواردی که نشان دهنده بروز افسردگی در یکی از زوجین است می توان زیاد شدن زمان خواب و تماشای بیش از حد تلویزیون و بی علاقگی برای شرکت در فعالیت های اجتماعی و بودن با اعضای خانواده را نام برد. بی حوصلگی برای شرکت در مهمانی ها و بودن در کنار بچه ها از جمله نشانه های خطرناک ابتلا به افسرگی است.

خستگی؛ این حالت حتی با خواب هم برطرف نمی شود

یکی دیگر از نشانه های ابتلا به افسردگی احساس خستگی شدید است. این حالت خستگی روحی است و حتی با خواب زیاد یا تغذیه مناسب هم برطرف نمی شود و اگر همسرتان به شدت دچار خستگی است و علت بیماری یا مسیر یا محل کار یا مطالعه بیش از حد دروس را ندارد به احتمال قوی دچار افسرگی شده است.

بی توجهی به ظاهر و شلختگی ناگهانی

یکی از نشانه های بالقوه افسردگی بی توجهی به وضع ظاهری، پوشیدن البسه چروک، اصلاح نکردن صورت بویژه در آقایان، پوشیدن لباس‌های نامناسب در فصول سال به طور مثال پوشیدن لباس های نازک در زمستان، عدم رسیدگی به موهای سر و شانه نکرد کردن آنها در خانم ها و پوشیدن لباس هایی با رنگ های تیره و مشکی است.

سردی عاطفی؛ نتیجه افسردگی پنهان

افسردگی با تغییر در هورمون های بدن باعث می شود تا فرد دچار احساس سرد مزاجی و بی احساسی شود. این امر بویژه در زندگی عاطفی زن و شوهر به سرعت خود را نشان می دهد و می تواند باعث سردی و به تدریج بروز مواردی چون خیانت یا میل به طلاق شود.

عادت های عجیب و غریب در انتخاب غذا

و در نهایت تغییر در عادت غذا خوردن نیز یکی دیگر از موارد ابتلای همسر به افسردگی است. این بیماری روانی در برخی افراد باعث بی اشتهایی یا برعکس پراشتهایی در افراد می شود. افراد مبتلا به افسردگی معمولا به خوردن خوراکی های شیرین و پرچرب و ناسالم علاقه دارند و از خوردن مواد غذایی سالم برای بدن پرهیز می کنند. در صورتی که همسر شما هر کدام از این علائم را دارد با او صحبت کنید تا بتوانید مشکل را برطرف کند و در صورت ناتوانی در حل مشکل از متخصص کمک بگیرید.


Post Views:
537

[ad_2]

لینک منبع

بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

[ad_1]

ماهنامه دنیای سرمایه گذاری – عماد عزتی: سرمایه گذاری در بخش سرگرمی ها و تفریح در تمام دنیا یکی از جذاب ترین فرصت ها برای صاحبان سرمایه و علاقه مندان به حضور در این بازار چند صد میلیارد دلاری است.

شاید هنگام تجربه یکی از بازی های شهر بازی شهری که در آن اقامت دارید، هیچ تصوری از آنچه پشت این هیجان جاری است و عاملی در جذب سرمایه های کلان بوده، نداشته باشید و بیشتر به لحظات لذت بخش فعلی فکر کنید. در حالی که تجربه همین هیجان، در واقع اصلی ترین دلیل سرمایه گذاری افراد در این زمینه بوده است و همچنان عاملی در جذب سرمایه های مختلف سراسر جهان است تا درصد چشمگیری از سرمایه ها را به خود اختصاص دهد.

کارشناسان و مشاوران سرمایه گذاری بر این باورند که از ابتدای دهه 50 میلادی با توجه به روند تغییر سبک زندگی جامعه بشری و صنعتی شدن بیشتر شهرها، سرمایه گذاری در زمینه تفریح و شادی مردم متناسب با فرهنگ و آداب و سنن آنها امکان دارد یکی از مهم ترین و جذاب ترین سرمایه گذاری ها باشد.

 

 بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

 

به صورتی که ساخت و احداث شهرک های بازی، پارک های آبی، سالن های بازی یا حتی دهکده های تفریحی در کنار باغ وحش ها در این زمینه بیشترین جذابیت را خواهند داشت. این در حالی است که در کشورمان ایران، اگر کمی به آمارهای موجود توجه داشته باشیم، می بینیم نه تنها در این زمینه سرمایه گذاری مناسبی صورت نگرفته، بلکه بعضا به دلیل نبود مشاوره های اصولی، تجمیع سرمایه در بخش هایی صورت گرفته که در نهایت ممکن است به حذف سرمایه گذاران در آینده این صنعت پر درآمد منجر شود.

 

از این رو، سری به بازار شادی و تفریح زده ایم تا علاوه بر بررسی مشکلات، به دنبال فرصت های ناب سرمایه گذاری در این زمینه باشم.

آمارهای بین المللی چه می گویند؟

شاید اغلب ما هنگامی که کلمه شهربازی را ببینیم، ناخودآگاه دیزنی لند معروف را به خاطر بیاوریم که بیانگر موفقیت این برند به عنوان یکی از بزرگ ترین شهربازی های زنجیره ای جهان باشد، اما این به قول معروف، تنها مشتی کوچک از دنیای بی پایان شهربازی های بین المللی در سراسر جهان است.

بر اساس آمار، ژاپن و به طور کلی آسیای جنوب شرقی طی یک دهه گذشته بیشترین رشد در زمینه افزایش سرمایه گذاری در این صنف را تجربه کرده اند. کارشناسان معتقدند به دلیل این که زندگی کاملا صنعتی، در این منطقه جریان گرفته، ساکنان منطقه باید برای تفریح و تغییر فضای زندگی خود دسترسی به این گونه فرصت های تفریحی داشته باشند که همین روند عاملی در جذب سرمایه های کلان بوده است.

 

بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

اروپا در فکر صعود

بر اساس آمارهای موجود تا پایان سال 2015 میلادی قاره سبز با در اختیار داشتن 19 شهربازی بزرگ توانسته سالانه تعداد زیادی از گردشگران را به خود جلب نماید به گونه ای که تقریبا 70 میلیون نفر سالانه از این مراکز دیدن می کنند و درآمدی حدود 1.5 میلیارد دلار برای اقتصاد قاره سبز به ارمغان می آورند.

 

بر پایه همین آمارها کشورهایی همچون آلمان و فرانسه و انگلستان رشد چشمگیری را در سرمایه گذاری این گونه مراکز تفریحی طی دو سال گذشته به خود دیده اند. این در حالی است که کشورهای اسپانیا، ایتالیا، یونان و ترکیه نیز به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفته اند.

آسیای جنوب شرقی؛ روی پله ترقی

آمارهای ارزیابی روند سرمایه گذاری در شهربازی های منطقه جنوب شرقی آسیا نشان می دهد کشورهایی همچون ژاپن و تایوان و چین به عنوان کشورهای موفق در افزایش جذب سرمایه های خارجی برای افتتاح این گونه مراکز تفریحی شناخته شده اند. در این میان، صنعت شهربازی ژاپن با داشتن حدود 29 شهربازی بزرگ و حدود یک و نیم میلیون متر مکعب پارک، چیزی حدود 75 میلیون بازدیدکننده داشته و درآمدی بالغ بر یک میلیارد دلار را به خود اختصاص داده است. روند سرمایه گذاری در چین و تایوان نیز به گونه ای است که از ابتدای سال 2010 میلادی رشدی سالانه 15 درصدی را شاهد بوده است.

از مهد شهربازی های جهان چه خبر؟

همان گونه که پیش تر ذکر شد، آمریکا در صنعت پارک های تفریحی، پیشرو بوده و وفور شهربازی ها و تنوع سرگرمی های موجود در آنها، باعث شده است که پارک های تفریحی آمریکا، مانند دیزنی لند معروف، زبانزد خاص و عام باشند و طرفداران زیادی در سراسر جهان داشته باشند.

ایالات متحده آمریکا، بزرگ ترین صنعت پارک های تفریحی را در جهان داراست. این کشور با وجود 40 شهربازی بزرگ، در سال های اخیر درآمد سالانه ای بالغ بر 4.5 میلیارد دلار در صنعت مذکور داشته و سالانه بیش از 159 میلیون نفر بازدیدکننده دارد.

 

بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

چیزی به نام صنعت تفریح نداریم

ارشام صفی پوریان، مشاور احداث شهربازی های مدرن در ایران، با اشاره به جایگاه صنعت تفریح در اقتصادهای بین المللی گفت: «اگر در معادلات اقتصادی به خصوص در بخش صنعت گردشگری توجه داشته باشیم، یکی از مهم ترین جذابیت های سفر برای مسافران در اقصی نقاط جهان، وجود اماکن تفریحی و شهربازی های مدرن و بزرگ است؛ در حالی که ایران، در این زمینه با استانداردهای فعلی جهان فاصله بسیار معناداری دارد و هنوز هم در این زمینه گام برنداشته است.»

صفی پوریان در ادامه افزود: «بر اساس اصول اقتصادی و همچنین تعاریف علمی از شهربازی، برای تهیه و تجهیز یک شهربازی لازم است به صورت کاملا تخصصی و اصولی اقدام کنیم؛ در حالی که این امر هنوز در ایران جاری نیست و سرمایه گذاران در کشورمان اغلب سعی می کنند با حداقل هزینه و دستگاه ها و تجهیزاتی کاملا ابتدایی وارد این صنعت شوند. هر چند به دلیل نبود مراکز تفریحی بزرگ باز هم سود مناسبی در این زمینه دارند؛ اما این سود کاملا زودگذر و غیرپایدار است. چون مخاطبان برای مدت طولانی به آنها جذب نخواهند شد.»

وی معتقد است اکنون صنعت تفریح به یک علم تبدیل شده است و برای احداث شهرک های بازی، باید کاملا بر اساس اصول اقتصادی و علمی گام برداریم، نه این که با قرار دادن چند دستگاه ابتدایی در یک سالن بگوییم شهربازی احداث کرده ایم و زمینه استفاده بهینه از اماکن ایجاد کرده ایم. تعریف شهربازی کاملا متفاوت است. باید برای آن نقاط عطفی دقیق تعریف کرده باشیم.»

این مشاور امور احداث شهربازی های مدرن تصریح کرد: «یکی از بزرگ ترین مشکلات موجود در ایران برای جذب سرمایه های خارجی در زمینه احداث شهربازی های مدرن، موازی کاری بین ارگان های مربوطه است؛ به صورتی که امروز لازم است سه مجوز احداث، تجهیز یا نصب و بهره برداری دریافت کنیم که هر کدام از این مجوزها می تواند نه تنها هزینه بسیار بالایی را برای سرمایه گذاران ایجاد کند، بلکه زمان صدور آنها واقعا طولانی است و بسیاری را از حضور در بازار پر استعداد و مناسب 80 میلیونی ایران منصرف کرده است.»

صفی پوریان درباره بازگشت و نیز ارزش افزوده سرمایه گذاری در این صنعت گفت: «اگر بر اساس اصول اقتصادی و معادلات موجود در صنعت تفریح بین المللی گام برداریم، ارزش افزوده ای چشمگیر با دوره بازگشت حداکثر 3 ساله در مجموعه های باز و حداکثر دو ساله در مجموعه های سرپوشیده را تجربه می کنیم، چون طرح توجیهی برای هر یک از این موارد سرمایه گذاری کاملا متفاوت است و میزان جذب مخاطبانش نیز متغیر است.»

 

بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

وی در ادامه افزود: «با توجه به تعیین تعرفه 40 درصدی گمرک برای ورود تجهیزات خارجی و وابستگی تقریبا 80 درصدی به تولیدات خارجی برای سرمایه گذاری در این زمینه می توانیم به دو صورت سرپوشیده و یا محیط باز برنامه ریزی کنیم.

 

در فضای سرپوشیده به ازای هر هزار متر مربع فضای تفریحی تقریبا 2 میلیارد و یکصد میلیون تومان برای تهیه 20 دستگاه مناسب و جذاب برای مخاطبان سرمایه گذاری لازم است و برای همین متراژ در فضای آزاد این میزان به رقمی معادل 4 میلیارد تومان سرمایه اولیه برای تهیه 5 دستگاه فوق العاده می رسد. در حالی که در شهربازی سرپوشیده تقریبا رقمی حدود 150 میلیون تومان برای هزینه دکوراسیون و در فضای باز نزدیک به 500 میلیون تومان لازم است.»

این مشاور احداث شهربازی مدرن معتقد است اگر دولت تصمیم به جذب سرمایه های خراجی در بخش های مختلف صنعتی را پس از اجرایی شدن برجام گرفته است، این نوع سرمایه گذاری فرصتی بسیار مناسب است و می توان با استفاده از تخفیف های گمرکی و تسهیل روند ورود سرمایه های خارجی زمینه ای مناسب برای ورود میلیاردها تومان سرمایه با ارزش افزوده بالا و البته اشتغال زایی بسیار خوبی را برای اقتصاد کشورمان به ارمغان آورد.

هنوز سنتی فکر می کنیم

در همین حال رضا مردانی، دبیر انجمن صنفی شهربازی داران ایران، گفت: «بسیاری از فعالان اقتصادی به خصوص آنهایی که به دنبال ارزیابی سرمایه گذاری های نوین هستند، معتقدند سرمایه گذاری در صنعت تفریح ممکن است یکی از مطمئن ترین سرمایه گذاری ها برای علاقه مندان و صاحبان سرمایه باشد اما در کشورمان نگاه سنتی در این زمینه باعث شده تا صنعت تفریح رشد چندانی را متناسب با آنچه خارج از مرزهای کشورمان جاری است تجربه نکند.»

مردانی با اشاره به این که ایران از نظر تعداد شهربازی های موجود، رتبه 90 را در جهان داراست گفت: «این مقام به دلیل بی توجهی به بحث سرمایه گذاری در صنعت تفریح و نادیده گرفتن ارزش افزوده این نوع سرمایه گذاری در کنار جایگاه فرهنگی آن به دست آمده در حالی که در دهه 70 میلادی جایگاه دهم را به خودمان اختصاص داده بودیم.

 

این یعنی از دست رفتن تعداد بسیار زیادی از مشاغل در بخش های مختلف مرتبط با صنعت شهربازی! چون با احداث هر شهربازی تنها 30 فرصت شغلی مستقیم ایجاد می شود و به دنبالش 150 فرصت شغلی غیرمستقیم مدر اصناف مختلف شکل می گیرد.»

 

بی توجهی به فرصت های ناب برای احداث شهرهای بازی

وی درباره تعداد شهربازی های موجود کشورمان این گونه توضیح داد که اکنون در سراسر ایران 1700 واحد شهربازی به ثبت رسیده که از این تعداد 400 واحد سرپوشیده است و باقی در فضای باز شهری ایجاد شده اند. این در حالی است که با توجه به روند افزایش ساخت مراکز خرید مدرن، اکنون شاهد روند افزایش درخواست مجوز برای ایجاد فضای سرپوشیده بیشتری هستیم.

[ad_2]

لینک منبع

شخصیت‌ شناسی رنگ بنفش

[ad_1]

3002817

اگر بنفش رنگ مورد علاقه شماست و در کمد اتاق شما لباس‌های بنفش فراوانی پیدا می‌شود بهتر است درباره شخصیت‌تان بیشتر بدانید. دوست داشتن رنگ بنفش بی‌دلیل نیست و نشان می‌دهد که در ابعاد شخصیتی شما نکات منفی و مثبتی پیدا می‌شود که شاید تا به حال نسبت به آنها بی‌توجه بوده‌اید. اگر هم می‌بینید که یکی از اطرافیان بیشتر مواقع لباس‌هایی از طیف بنفش می‌پوشد همین‌جا فرصت خوبی است تا ویژگی‌های شخصیتی بنفش‌پوشان را بشناسید. البته تمام نکاتی که در اینجا به آنها اشاره می‌کنیم ممکن است در مورد همه بنفش‌پوشان صدق نکند. به هر حال حتی اگر یکی از دوستان یا اطرافیان را کمی بشناسید، با کمی هوشیاری و دقت می‌توانید به شخصیت این بنفش‌پوش پی ببرید.

آرمان گرا و رؤیاپرداز

رنگ بنفش نشان‌دهنده آرمان‌گرایی است. افرادی که نسبت به این رنگ تمایل زیادی دارند، رؤیاپردازان خوبی هستند، به آینده زیاد فکر می‌کنند و یک دنیای فانتزی زیبا و عالی در ذهن‌شان می‌سازند که واقعیت‌های زشت و ناخوشایند در آن جایی ندارد. رؤیاهای این افراد بعضی وقت‌ها جاه‌طلبانه و دور از دسترس هستند.این افراد هر جا لازم باشد عینک رنگی زیبایی به چشم‌شان می‌زنند تا فقط زیبایی‌های دنیا را ببینند. بنابراین اگر با شخص بنفش دوستی مواجه شوید که او را به خوبی نمی شناسید، شاید اخلاق و رفتارش به نظرتان عجیب باشد و قادر به درک چنین واکنش‌هایی نباشید چون زمان زیادی را در دنیای غیر واقعی فانتزی می‌گذراند که این موضوع از نظر یک فرد عادی منطقی به نظر نمی رسد.

مهربانی در ذات بنفش پوشان

افرادی که هنگام خرید اول از همه به بنفش فکر می‌کنند به‌طور ذاتی آدم‌های حساس و مهربانی هستند. آنها در هر شرایطی تلاش می‌کنند حامی اطرافیان‌شان باشند و برای کمک‌رسانی به دیگران داوطلب می‌شوند. درواقع مشکلات سایرین برای این افراد مهم است. بنفش‌پوشان انگیزه کافی برای کمک به دیگران را دارند اما ممکن است در شرایطی مورد سوءاستفاده قرار گیرند. پس اگر بنفش‌پوشی در ذات شماست مهربانی‌تان را در مواردی تعدیل کنید و بی‌جهت به فکر دلسوزی نباشید.

صلح جو و درون گرا

افرادی که از داشتن لباس و وسایل بنفش لذت می‌برند شخصیتی صلح‌جو دارند و البته در گروه شخصیت‌های درون‌گرا جای می‌گیرند. بنابراین در میان بنفش‌پوشان کمتر می‌توانید شخصیت‌های برون‌گرا پیدا کنید. البته این موضوع در مورد افرادی صادق است که بیشتر مواقع آنها را بنفش می‌بینید. رگه‌هایی از کمرویی هم در این افراد دیده می‌شود که می‌تواند در موقعیت‌های مختلف آنها را خجالتی و گوشه‌گیر هم نشان دهد.

سرشار از آرامش

آرامش زیادی در افراد دوستدار رنگ بنفش دیده می‌شود. احساسات عمیقی در وجود این افراد موج می‌زند. البته این احساساتی بودن گاهی هم دردسرساز است و شاید سبب شود که از سوی دیگران اظهار نظرهای ناراحت‌کننده‌ای دریافت کنند. با این وجود این ناراحتی و دلخوری‌ها را نشان نمی‌دهند و سعی می‌کنند با همان آرامش درونی حرف‌های ناخوشایند اطرافیان را از یاد ببرند.

خلق و خوی متغیر

اگر در اطراف فردی وسایل و تزئینات بنفش به وفور دیده می‌شود، نسبت به اخلاق و رفتارش چندان مطمئن نباشید چون چنین افرادی خلق و خوی متغیری دارند. یک روز حال‌شان خوب است و شاید بلافاصله در لاک ناراحتی و افسردگی فرو روند. ترکیب بنفش با رنگ‌هایی مانند صورتی و سفید تعادل بهتری ایجاد می‌کند و روحیه بنفش‌دوستان را در وضعیت باثبات‌تری قرار می‌دهد.

خلاق و کوشا

ویژگی دیگر بنفش‌دوستان این است که از یکنواختی دوری می‌کنند و در موقعیت‌های مختلف خلاق و متفاوت ظاهر می‌شوند. این افراد در خرید مدل لباس، دکوراسیون خانه و حتی ارتباطات عاطفی نوآوری‌هایی ایجاد می‌کنند و تغییرات زندگی را با دید مثبت می‌پذیرند.

اهل سیر و سفر

بنفش شما را به تجربیات تازه تشویق می‌کند. به همین دلیل وقتی می‌بینید فردی خودش را در بنفش غرق کرده به احتمال زیاد سفرهای زیادی هم به شهرها و کشورهای مختلف داشته است تا فرهنگ‌های مختلف را از نزدیک ببیند.

خواهان بهترین ها

یکی دیگر از ویژگی‌های شخصیتی علاقه‌مندان به رنگ بنفش این است که در هر کاری به دنبال بهترین‌ها هستند و کمال‌طلبی از ویژگی‌های شخصیتی آنهاست. البته این موضوع گاهی هم دردسر می‌شود و وسواس‌های بی‌جهتی را برای بنفش‌دوستان ایجاد می‌کند. مدیتیشن و یادگیری تمرینات افزایش تمرکز به این افراد کمک می‌کند تا بر کار و شرایط زندگی تمرکز بیشتری داشته باشند و راحت‌تر به تعادل برسند.

چه وقت بنفش بپوشید؟

اگر در زندگی آدم هدفمندی هستید و به دنبال داوری برای ایجاد صلح و صفا می‌گردید بهتر است لباس‌های بنفش بپوشید.علاوه بر این انتخاب بنفش نشان دهند این است که شما قدرت تفکر بالایی دارید و به معنویت اهمیت می‌دهید. برای رسیدن به تکامل بیشتر رنگ بنفش شما را هدایت می‌کند. این رنگ کمی مرموز است و حالات درونی خاصی در شما ایجاد می‌کند.


Post Views:
737

[ad_2]

لینک منبع

جملاتی که افراد موفق هر روز به خود می گویند

[ad_1]

0007613821

موفقیت از آنچه تصورش را می‌کنید به شما نزدیک‌تر است. برای دست‌یابی به موفقیت باید مانند یک فردِ موفق عمل کنید. همان‌طور که پیش از این هم به گوش‌تان خورده‌است، کافی است نگرش‌تان را اصلاح کنید تا اعمال‌تان اصلاح شود. در این زمینه لازم است با افکاری که مقدمات موفقیت شما را فراهم می‌کند آشنا شوید. در این مقاله به مقوله تکرار جملات مثبت که برای رسیدن به موفقیت باید در زندگی روزمره خود اعمال کنید می‌پردازیم؛ به این امید که هر روز به موفقیت نزدیک‌تر شوید.

تفکر سرآغاز عمل است، به‌خصوص هنگامی که پای خوشبختی و موفقیت در میان باشد. دستاوردهای ما به اعمال ما بستگی دارند، نه به افکارمان؛ با وجود این اعمال ما همواره تحت تأثیر افکارمان هستند. هر دستاورد بزرگی با یک ایده، چشم انداز، نظریه یا گرایش آغاز شده است.

در این مقاله برای شما از جملات مثبت که افراد موفق هر روز تکرار می‌کنند مثال‌هایی آورده‌ایم، تأثیری که این جملات بر اعمال آنها می‌گذارد آنان را به سوی موفقیت‌های بزرگتر هدایت می‌کند.

شاید امروز نتوانم هرچه می‌خواهم انجام بدهم، اما می‌توانم یک قدم کوچک بردارم. اهمیتی ندارد که چه برنامه‌ها، اهداف و ایده‌های بزرگی داشته باشید، تا زمانی که دست به عمل نزنید هیچ چیز ندارید.

ما هرروز اجازه می‌دهیم شک و تردید ما را از عملی کردن ایده‌هایمان بازدارد. یک برنامه، هدف یا ایده را انتخاب کرده و شروع کنید؛ یک قدم کوچک بردارید. همیشه اولین قدم به سوی موفقیت سخت‌ترین قدم است، قدم‌هایی که در پی آن می‌آیند آسان‌تر هستند.

امروز یک کار متفاوت انجام می‌دهم

معمولا انجام دادن کارهایی که مردم از آن اجتناب می‌کنند آسان‌ترین راه برای متفاوت بودن است. کاری را که مردم در حالت عادی انجام نمی‌دهند انتخاب کنید، مهم نیست که کوچک یا آسان باشد، انجامش دهید. در همان لحظه شما به یک فرد متفاوت تبدیل می‌شوید.

همین‌طور ادامه بدهید، هر روز به کاری بیندیشید که کسی انجام نمی‌دهد. در این صورت پس از یک هفته فردی متفاوت، پس از یک ماه فردی استثنایی و پس از یک سال یک اسطوره خواهیدبود، و به همین راحتی از مردم عادی متمایز می‌شوید. در طول این فرآیند شما عزت‌نفس و اراده‌ی خود را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهید.

امروز با یکی از ترس‌هایم مواجه می‌شوم

بازدارنده‌ترین ترس، ترس از ناشناخته‌هاست. هیچ پدیده‌ای به آن اندازه که ما فکر می‌کنیم سخت و ترسناک نیست. به علاوه، بر ترس غلبه کردن بسیار هیجان‌انگیز است. ضمن ابراز جمله‌ی «باورنکردنیه، همین الان انجامش دادم!» هیجانی تجربه می‌کنید که مدت‌ها مانند آن را تجربه نکرده‌اید.

هر روز کاری انجام دهید که کمی ترسناک باشد، کاری که شما را از نظر جسمی یا احساسی به چالش بکشد. نگران چیزی نباشید، به شما اطمینان می‌دهم برای هر مشکلی که سر راه‌تان قرار بگیرد راه حلی پیدا می‌کنید.

امروز از اطرافیانم قدردانی می‌کنم

بعضی از کارها بیشتر از مهارت به تلاش نیاز دارند. تحویل دادن بسته‌های پستی، بسته‌بندی تنقلات، رسیدگی به مشتریان و…

این وظایف به خودی خود آسان هستند و معمولا زیاد به چشم نمی‌آیند، اما مانند هر کار دیگری برای انجام دادن آنها تلاش می‌شود. برای کسانی که بی‌توقع کار می‌کنند به گفتنِ یک تشکر خشک و خالی اکتفا نکنید، با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید و کلمه‌ی محبت‌آمیزی به ایشان بگویید.

در اطراف شما افرادی که به سختی کار می‌کنند بدون اینکه کسی ذره‌ای به آنها توجه کند بسیارند. به خودتان قول بدهید هر روز حداقل به یکی از آنها توجه کنید. با این کار احترامی واقعی به‌دست می‌آورید، احترامی که از ایجاد تغییری زودگذر اما خوش‌آیند در زندگیِ شخصی دیگر به‌وجود آمده‌است.

امروز ده برابر بیش از آنکه حرف بزنم گوش می‌دهم

من هم زمانی آدم پرحرفی بودم؛ تصور می‌کردم دانا، باهوش، شوخ‌طبع و جذاب هستم. اما در واقع به ندرت پیش می‌آمد این صفات برای من صادق باشند، اکثر اوقات هیچ‌ یک از آنها درمورد من صدق نمی‌کرد. در اصل افراد بااعتمادبه‌نفس نیازی به حرف زدن احساس نمی‌کنند.

از این اتفاق متنفرم اما هنوز هم گاهی در حین گفت‌وگو متوجه می‌شوم مخاطبم علاقه‌ای به شنیدن حرف‌های من ندارد و تنها خودم مشتاق ادامه‌ی صحبت‌هایم هستم! هیچ‌گاه تنها برای خوشنودی خودتان صحبت نکنید، هیچ‌کس از این رفتار شما خوشش نمی‌آید.

امروز به افکار مردم اهمیت نمی‌دهم

بیشتر اوقات لازم است به افکار دیگران توجه کنید، اما نه وقتی آن افکار مانع رسیدن به زندگی ایده‌آل‌تان باشد. اگر می‌خواهید کسب‌وکاری راه‌ بیندازید که تنها چند ساعت زمان نیاز دارد و نگران این هستید که کارتان از نظر دیگران عاقلانه نباشد؛ کار خود را انجام دهید.

کاری را که صرفا به علت نگرانی از افکار و حرف‌های مردم کنار گذاشته‌اید انتخاب کنید و انجامش دهید. به یاد داشته باشید زندگی‌تان متعلق به شماست و شما این حق را دارید که به روش خودتان زندگی کنید.

امروز به سؤالاتِ غیرِ مستقیم پاسخ می‌دهم

گاهی اوقات تردید، ناامنی، خجالت و احساساتی از این قبیل مردم را وادار می‌کند سؤالاتِ غیرِ مستقیم بپرسند. مثلا ممکن است کارمندتان درباره‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی از شما نظر بخواهد، اما در واقع می‌خواهد بداند از نظر شما برای پیشرفت در مؤسسه توانایی‌های لازم را دارد یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت بدهید و دلایل‌تان را برای او بازگو کنید بسیار خوشحال خواهد شد.

ممکن است شوهرتان از شما بپرسد آیا در مهمانی خانم غریبه‌ای قصد داشته توجه او را جلب کند؟ او می‌خواهد با پرسیدن این سؤال بفهمد هنوز هم برای شما جذاب است یا خیر، امیدوار است همین‌طور باشد. او عاشق این است که این حرف را از زبان خودتان بشنود.

در پس بسیاری از سؤالات، سؤالی پرسیده نشده نهفته است. بیشتر توجه کنید تا بتوانید آنها را دریافته و پاسخ دهید؛ طرف مقابل‌تان به پاسخ آن نیاز دارد، هرچند مستقیما از شما نپرسیده باشد.

امروز توقع بهترین نتایج را ندارم

درست است که برای تأثیرگذاری عمیق تنها یک بار فرصت دارید؛ درک می‌کنم که بهترین نتیجه را می‌خواهید. متأسفانه واقعیت این است که هیچ کار یا محصولی کامل نیست، و تاکنون هیچ طرح یا ابتکاری بدون نقص برنامه ریزی و اجرا نشده‌ است. بیشتر اوقات توقع بهترین‌‌ها را داشتن بدترین دشمن شماست.

به‌سختی تلاش کنید، کارتان را خوب انجام دهید، بهترین کاری را که در توان‌تان است ارائه دهید، و در نهایت آن را رها کنید. مشتریان و همکاران‌تان به شما خواهند گفت چه چیزی نیازمند بهبود است، و شما باید برای بهبودی مسائلی تلاش کنید که واقعا برای مردم اهمیت دارد. تا زمانی که اسیر سخت‌گیری‌های بیهوده باشید نمی‌توانید کاری انجام دهید. به خودتان سخت نگیرید و در عین حال برای جبران کمبودها نهایت تلاش‌تان را بکنید.

امروز تلاش می‌کنم بهتر از گذشته باشم

همه‌ی ما در زندگی‌مان خراب‌کاری‌‌هایی کرده‌ایم. در زندگی همه‌ی ما کارهایی هست که می‌توانستیم بهتر انجام بدهیم. خیلی جاها از حرف‌ها، رفتارها، غفلت‌ها، کوتاهی‌ها، دخالت‌ها و حمایت‌های بی‌جا ضربه خورده‌ایم. برای رسیدن به موفقیت لازم نیست انسان کاملی باشید، تنها لازم است بدانید همیشه می‌توانید بهتر باشید.

روز گذشته را به خاطر بیاورید، به اتفاقات خوبی که سپری شد فکر کنید. سپس به اتفاقاتی که ممکن بود بهتر پیش برود بیندیشید. تقصیرات‌تان را بپذیرید، مسئولیت کارهای‌تان را بر عهده بگیرید و به خودتان قول بدهید امروز بهتر عمل کنید.

امروز بیشتر کار می‌کنم

به قول جیمی اسپیتیل، کاپیتان تیم قایقرانی اوراکل ایالات متحده، که برنده جام قهرمانی آمریکا شد: «به‌ندرت شرایطی دیده‌ام که در آن کمتر از دیگران کار کردن تدبیر خوبی باشد.» ممکن است از تجربه، استعداد، امکانات و پارتی سهم زیادی نبرده باشید. اما همیشه می‌توانید درست فکر کنید، پشتکار داشته باشید و بیشتر از دیگران کار کنید. مسیری که پیش روی‌تان قرار دارد به سرزمینی بکر، پهناور و خالی از سکنه منتهی می‌شود. همه درمورد آن صحبت می‌کنند اما افراد کمی به آن سو رهسپار می‌شوند. تلاش و پافشاری می‌تواند ابزار پیشرفت شما باشد، اینها تنها ابزاری هستند که برای موفقیت نیاز دارید، حتی زمانی که به ظاهر همه چیز علیه شما قد علم کرده است.

امروز قدرِ داشته‌هایم را می‌دانم

ممکن است برنامه‌ها و اهداف بزرگی داشته باشید اما خوشحال نباشید. متأسفانه معمولا این مسئله نشان می‌دهد که شما خوشبخت نیستید، زیرا بیشتر به چیزهایی که به‌دست‌ نیاوردید، انجام ندادید و ندارید می‌اندیشید. راه حل این است که برای کارهایی که خوشحال‌تان می‌کند بیشتر وقت بگذارید.

لحظه‌ای به دارایی‌های فردی و حرفه‌ای‌تان بی‌اندیشید. ممکن است متوجه شوید بیشتر از آنچه زمانی رویایش را داشته‌اید به‌دست آورده‌اید. برای موفقیت‌های بیشتر تلاش کنید، اما همواره به خودتان یادآوری کنید آنچه دارید، مخصوصا روابط عاطفی‌تان، از آنچه می‌خواهید به‌دست بیارید مهم‌تر است. دارایی‌های‌تان برخلاف خواسته‌های‌تان آرزو، رویا و مجازی نیستند. آنچه در حال حاضر دارید واقعی و متعلق به شماست؛ قدر آن را بدانید.


Post Views:
589

[ad_2]

لینک منبع

۷ ترفند برای یک زندگی شاد و موفق

[ad_1]

3002754

چرا با وجود آن که سخت کار می‌کنیم، نتیجه چندانی نمی‌گیریم؟ ممکن است بابت کاری که می‌کنیم خوب دستمزد بگیریم، و ممکن است از کار کردن و بودن در کنار همکارانمان لذت ببریم. اما اکثر ما، سخت‌تر و بیشتر از گذشته کار می‌کنیم با این باور که بتوانیم خوشبختی و موفقیتی که در زندگی بدنبالش هستیم را بیابیم. سخت‌تر و طولانی‌تر کار کردن باعث موفقیت نخواهد شد. این خوشحال بودن است که می‌تواند ما را به موفقیت برساند. چگونه؟ با ما همراه باشید تا راز و رمز کار را به شما بگوییم.

به گفته اِما سپالا (Emma Seppala) مدیرعلوم مرکز تحقیقات همدردی و نوعدوستی و آموزش در دانشگاه استندفورد سخت‌تر و طولانی‌تر کار کردن ضرورتاً شما را خوشحال و موفق نمی‌کند. در حقیقت، صدها مطالعه در خصوص علوم اعصاب و روانشناسی نشان می‌دهد عکس این موضوع صحت دارد. رمز موفقیت در درجه اول یافتن خوشبختی است. وقتی خوشحالید، موفقیتی که بدنبالش هستید را خواهید یافت.

اِما در کتابش، در مسیر خوشبختی، می‌گوید:” خوشبختی، که به عنوان حالتی از احساسات بسیار مثبت تعریف می‌شود، دارای تاثیر مثبت به سزایی در زندگی حرفه‌ای و شخصی ما است. خوشحالی و احساس خوشبختی هوش هیجانی و اجتماعی ما را افزایش می‌دهد، موجب بالا رفتن بهره‌وری شده و اعتبار و نفوذ ما در میان همسالان و همکاران را افزایش می‌دهد.” بنا به گفته‌ای اِما 7 راه علمی ثابت شده برای شاد ساختن خودتان و در نتیجه موفق‌تر شدن وجود دارد.

1- در لحظه زندگی (یا کار) کنید

به جای آن که همیشه به وظایف بعدی خود که ملزم به انجام آن‌ها هستید، فکر کنید؛ تمرکزتان را روی کار و گفت‌وگوی فعلی خود بگذارید. در این صورت نه تنها سازنده‌تر بلکه جذابتر هم خواهید بود.

2- انعطاف‌پذیری خود را به درستی مدیریت کنید

به جای آن که سخت کار کنید، سیستم عصبی خود را آموزش دهید تا بتواند موانع سر راهتان را پشت سر بگذارد. در این صورت میزان استرس شما به طور طبیعی در مواجه با مشکلات و چالش‌های کاری کاهش خواهد یافت.

3- هیچ کاری انجام ندهید

به جای آن که تمام وقت خود را مشتاقانه صرف تمرکز روی کارهای‌تان کنید، زمان‌هایی را هم به بطالت بگذرانید، تفریح کنید و به سراغ علاقمندی‌های خود بروید. در این صورت خلاق‌تر و نوآورتر می‌شوید و به احتمال زیاد به ایده‌های بهتری برای دستیابی به موفقیت خواهید رسید.

4- انرژی خود را مدیریت کنید

به جای آن که خود را وارد درگیری‌های ذهنی کنید که خستگی را برای شما به همراه خواهد داشت، یاد بگیرید با آرامش و تمرکز، استقامت خود را مدیریت نمایید. در این صورت می‌توانید انرژی ذهنی با ارزش خود را برای کارهای مهمتر حفظ کنید.

5- با خودتان مهربان باشید

به جای انتقاد از خودتان، با خودتان مهربان باشید. این کار توانایی شما را در رویایی با چالش‌ها بهبود می‌بخشد و موجب می‌شود تا از اشتباهاتتان درس بگیرید.

6- از منطقه امن خود خارج شوید

ما معمولاً فکر می‌کنیم تنها در برخی کارهای خاص خوب هستیم و وقتی قرار است در آن کارها خطر کنیم، با اطمینان انجامش می‌دهیم. اما بدانید که مغز شما برای یادگرفتن چیزهای جدید ساخته شده و این گونه است که می‌توانیم مهارت‌ها و تخصص‌های جدید را کسب کنیم.

7- همدردی و دلسوزی خود را به دیگران نشان دهید

به جای آن که روی خودتان تمرکز کنید، همدردی خود را بیان کنید و علاقه خود را نسبت به اطرافیانتان نشان دهید و ارتباطات حمایتی خود را با همکاران، رئیس و کارمندان خود حفظ نمایید. شما وفاداری و تعهد را نسبت به همکاران و کارکنان خود افزایش می‌دهید و در نتیجه موجب بهبود بهره‌وری، عملکرد و اعتبار خود خواهید شد.


Post Views:
412

[ad_2]

لینک منبع

این جملات را به افراد افسرده نگویید!

[ad_1]

همه ما می‌خواهیم به کسانی که افسرده هستند، کمک کنیم؛ اما بعضی جملات را اصلا نباید به افراد افسرده گفت، چون واقعا عواقب خوبی ندارد و باعث ناراحتی طرف مقابل خواهد شد، حتی اگر قصد شما آزار او نباشد.

یکی از جمله‌هایی که احتمال دارد استفاده شود، این است: «همه این‌ها فقط در سر تو وجود دارد!».

شاید در نظر اول فکر کنید که حرف درستی زده‌اید و چه اشکالی دارد که از این جمله استفاده کنید، اما این جمله واقعا باعث آزار فرد افسرده خواهد شد. بله، درست است که افسردگی از نظر علمی به دلیل بر هم خوردن تعادل عناصر شیمیایی در مغز اتفاق می‌افتد، اما این جمله باعث می‌شود که فرد افسرده فکر کند از افسردگی‌ای رنج می‌برد که بر آن کنترل دارد، و اگر متفاوت فکر کند، احساس متفاوتی خواهد داشت.

ضمن این‌که چنین جمله‌ای دردهای فیزیکی و واقعی‌ای که از افسردگی نشأت می‌گیرند را انکار می‌کند. اما واقعیت این است که بسیاری از افراد افسرده خودشان هم می‌خواهند مشکل فقط در سرشان باشد، اما مشکل را در تمام بدن‌شان حس می‌کنند، و واقعا از نظر جسمی هم با مشکل مواجه هستند.

افراد افسرده آسیب‌پذیری بالایی دارند و نسبت به صحبت‌های اطرافیانشان حساس‌تر هستند. صحبت کردن با افراد افسرده شیوه خاص خود را دارد و نمی‌توان از هر عباراتی در گفت‌وگو با آنها استفاده کرد. به گزارش سای‌سنترال، اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده شما به این اختلال روانی مبتلا است باید بدانید موارد زیر از جمله عباراتی هستند که نباید به یک فرد افسرده گفته شوند:

۱- همه چیز زاییده ذهن توست و باید مثبت فکر کنی

هرچند مثبت اندیشی در بهبود عملکرد ذهن موثر است اما افرادی که افسردگی یا اضطراب‌های شدید دارند با این توصیه‌ها دچار تنش بیشتری می‌شوند و ادامه خواندن “این جملات را به افراد افسرده نگویید!”

ویژگی های افراد دوست داشتنی

[ad_1]

3002925

بسیاری از افراد تسلیم این باور اشتباه می‌شوند که دوست داشتنی بودن ناشی از ویژگی‌های ذاتی و غیرآموختنی است که فقط تعداد محدودی از افراد خوش‌شانس از آن بهره‌مند هستند. همچنین تصور می‌شود که افراد دوست داشتنی خوش چهره، به شدت اجتماعی و به شکل عجیبی باهوش هستند. اگرچه ممکن است به راحتی این باور را بپذیرید، اما در واقعیت، دوست داشتنی بودن تحت کنترل شماست و با هوش هیجانی در ارتباط است.

در مطالعه‌ای که توسط دانشگاه کالیفرنیا انجام شد، شرکت‌کنندگان بیش از ۵۰۰ صفت را براساس اهمیت‌شان برای دوست داشتنی بودن، رتبه‌بندی کردند. صفت‌هایی که در بالاترین رتبه قرار گرفتند، هیچ ارتباطی با اجتماعی بودن، هوش یا جذابیت (ویژگی‌های درونی) نداشتند. بلکه بالعکس، مهم‌ترین صفات صمیمیت، شفافیت و ظرفیت درک دیگران بودند. این صفات و صفت‌های مشابه‌ آنها، توصیف‌کننده‌ی افرادی هستند که در بُعدِ اجتماعیِ هوش هیجانی، مهارت دارند. داده‌های تحقیقاتی به‌دست آمده از بیش از نیم میلیون نفر نشان می‌دهد که افراد دارای چنین مهارت‌هایی نه تنها به شدت دوست داشتنی هستند، بلکه نسبت به افرادی بدون این مهارت‌ها، عملکرد بسیار بهتری دارند. براساس مطالعات مختلف، رفتارهای کلیدی‌ای که افراد دارای هوش هیجانی بالا از خود نشان می‌دهند و باعث می‌شود که دوست داشتنی باشند، ۱۳ مورد هستند که در ادامه با آنها آشنا می‌شویم.

۱- سؤال می پرسند

افراد دوست داشتنی سوال می‌پرسند تا آنچه می‌شوند را بهتر درک کنند. بزرگ‌ترین مشکلات افراد در زمان گوش دادن این است که بیش از حد به آنچه که می‌خواهند بگویند یا اینکه چگونه صحبت طرف مقابل بر آنها اثر می‌گذارد، توجه می‌کنند و در نتیجه نمی‌توانند آنچه که گفته شده را بشنوند. اگرچه کلمات با صدای بلند و به شکل واضح بیان شده‌اند، معنا از دست رفته است.

یک راه ساده برای جلوگیری از این مشکل، پرسیدن سؤال‌های متعدد است. دیگران دوست دارند که بدانند شما به آنها گوش می‌کنید و سؤالی ساده برای شفاف‌سازی نشان می‌دهد که نه تنها شما به آنها گوش می‌دهید، بلکه آنچه که می‌گویند برای‌تان اهمیت دارد. شاید تعجب کنید که با سؤال پرسیدن تا چه حد احترام و قدردانی به دست می‌آورید.

۲- موبایل خود را کنار می گذارند

هیچ چیز بیشتر از پیامک زدن در وسط گفتگو یا حتی نگاهی سریع به موبایل‌تان، طرف مقابل را ناراحت نمی‌کند. زمانی که در حال گفتگو هستید، تمام انرژی خود را برای آن بگذارید. با این کار متوجه خواهید شد که گفتگوها تا چه حد لذت‌بخش و حتی مؤثر هستند.

۳- صادق هستند

افراد دوست داشتنی صادق هستند. صداقت و راستگویی برای دوست داشتنی بودن بسیار مهم است. هیچ کس فردی شیاد و متقلب را دوست ندارد. مردم جذب کسانی می‌شوند که صادق هستند، چرا که می‌دانند می‌توانند به آنها اعتماد کنند. وقتی نمی‌دانید که طرف مقابل چطور آدمی است و واقعا چه احساسی دارد،‌ نمی‌توانید او را دوست داشته باشید.

افراد دوست داشتنی خودشان را می‌شناسند. آنها به اندازه‌ی کافی اعتماد به نفس دارند که خود واقعی‌شان را به دیگران نشان دهند. با تمرکز بر اینکه چه چیز به شما به عنوان یک نفر انگیزه می‌دهد و باعث خوشحالی‌تان می‌شود، به فردی دلچسب تبدیل می‌شوید،‌ نه اینکه تلاش کنید تا دست به انتخاب‌هایی بزنید که فکر می‌کنید باعث می‌شود دیگران شما را دوست داشته باشند.

۴- قضاوت نمی کنند

برای اینکه دوست داشتنی باشید، نباید قضاوت کنید. اگر می‌خواهید دوست داشتنی باشید، باید ذهنی باز داشته باشید. ذهن باز شما را به فردی خوش‌برخورد و دلچسب در ذهن دیگران تبدیل می‌کند. هیچ کس نمی‌خواهد با کسی گفتگو کند که متعصب است و حاضر به شنیدن نیست.

داشتن ذهن باز در محیط کار بسیار مهم است، چرا که که خوش‌برخوردی به معنای دسترسی به ایده‌های جدید و دریافت کمک است. برای از بین بردن افکار قبلی و قضاوت‌های‌تان، باید جهان را از چشم دیگران ببینید. اینکار به معنای این نیست که باید آنچه که باور دارند را باور کنید یا از رفتارشان چشم‌پوشی کنید، بلکه باید تا حدی قضاوت را کنار بگذارید که بتوانید آنها را واقعا درک کنید. تنها با این کار می توانید به آنها اجازه دهید که خودشان باشند.

۵- به دنبال جلب توجه نیستند

مردم از کسانی که تشنه‌ی توجه هستند، بیزارند. نیازی نیست شخصیتی بزرگ و برونگرا داشته باشید تا دوست داشتنی به نظر برسید. بلکه برخورد دوستانه و باملاحظه چیزی است که برای به دست آوردن دل دیگران نیاز دارید. به جای تلاش برای اینکه به افراد نشان دهید که مهم هستید، وقتی به شکل دوستانه، مطمئن، و مختصر و مفید برخورد می‌کنید، متوجه می‌شوید که آنها کاملا به شما توجه می‌کنند. افراد سریع متوجه نگرش شما می‌شوند و به نگرش صحیح بیشتر از آنچه که شما فکر می‌کنید، جذب می‌شوند.

وقتی که مورد توجه قرار می‌گیرید، مثلا زمانی که برای دستاوردی تشویق می‌شوید، از افرادی تشکر کنید که برای کمک به شما تلاش کرده‌اند تا به اینجا برسید. شاید این کار کلیشه‌ای به نظر برسد، اما اگر صادقانه آن را انجام دهید، نشان می‌دهد که شما فردی قدرشناس و متواضع هستید. این دو صفت به شدت با دوست‌ داشتنی بودن در ارتباطند.

۶- باثبات هستند

وقتی افراد به شما مراجعه می‌کنند، دوست دارند بدانند که با چه کسی سروکار دارند و انتظار چه پاسخی خواهند داشت. برای اینکه باثبات باشید، باید قابل اتکا باشید و حتی این اطمینان را به طرف مقابل‌تان بدهید که در صورتی که از نظر روحی دچار تغییر شوید، برخوردتان با دیگران تغییر نخواهد کرد.

۷- از زبان بدن به شکل مثبت استفاده می کنند

با استفاده از زبان بدن مثبت، فردی دوست داشتنی به نظر می‌رسید. وقتی نسبت به حرکات بدن، حالت چهره و لحن صدای‌تان آگاه باشید و سعی کنید آنها را مثبت نشان دهید، مردم به سمت‌تان جذب می‌شوند. استفاده از لحنی مشتاق، باز کردن دست‌ها (دست به سینه نبودن)، ارتباط چشمی مداوم و قرار گرفتن به سمت فردی که در حال صحبت با شماست، همگی شکل‌های مختلف مثبت زبان بدن هستند که افراد دارای هوش هیجانی بالا برای جذب دیگران استفاده می‌کنند. زبان بدن مثبت تفاوت‌های اساسی در گفتگوها ایجاد می‌کند.

۸- در اولین برخورد، اثری قوی بر دیگران می گذارند

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد در ۷ ثانیه‌ی ابتدای ملاقات با شما تصمیم می‌گیرند که شما را دوست داشته باشند یا نه. آنها در ادامه‌ی گفتگو در حال توجیه درونی واکنش اولیه‌شان هستند. شاید ترسناک به نظر برسد، اما وقتی این نکته را بدانید می‌توانید از آن به خوبی استفاده کنید تا دوست داشتنی به نظر برسید. تأثیرگذاری اولیه، شدیدا به زبان بدن مثبت وابسته است. استوار ایستادن، با قدرت دست دادن، لبخند زدن و باز کردن شانه‌های‌تان به سوی فردی که در حال صحبت با شماست، به شما اطمینان می‌دهد که اولین برخوردتان صحیح و خوب بوده است.

۹- برای احوال پرسی از نام کوچک افراد استفاده می کنند

نام شما بخش مهمی از هویت‌تان است و وقتی دیگران از آن استفاده می‌کنند حسی عالی به شما دست می‌دهد. افراد دوست داشتنی هر زمان که با کسی ملاقات می‌کنند، حتما از نامش استفاده می‌کنند. البته نباید فقط زمانی که با طرف مقابل احوالپرسی می‌کنید از نامش استفاده کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی فردی نام شخص مقابل را در صحبت‌هایش استفاده می‌کند و به او اشاره می‌کند، طرف مقابل احساس معتبر بودن می‌کند.

اگر چهره‌ها را خوب به خاطر می‌سپارید اما در به باید آوردن اسامی مشکل دارید، این کار را به تمرینی تفریحی تبدیل کنید و سعی کنید به یاد آوردن نام افراد را به عنوان یک بازی ذهنی انجام دهید. زمانی که کسی را ملاقات می‌کنید، نترسید که نامش را برای بار دوم، حتی بلافاصله بعد از اینکه آن را شنیدید و فراموش کردید،‌ بپرسید. اگر می‌خواهید نام وی را دفعه‌ی بعد به خاطر داشته باشید، باید به طور مداوم از آن استفاده کنید.

۱۰- لبخند می زنند

مردم به شکل طبیعی (و البته ناخودآگاه) آینه‌ی زبان بدن فردی هستند که در مقابل‌شان قرار گرفته و با آنها صحبت می‌کند. اگر می‌خواهید دیگران شما را دوست داشته باشند،‌ در حین گفتگو به آنها لبخند بزنید و آنها نیز به طور ناخودآگاه این لبخند را بازتاب داده و به شما لبخند می‌زنند.

۱۱- می‌دانند که چه زمانی درد دل کنند

مواظب باشید که به سرعت مشکلات شخصی و اعترافات‌تان را بازگو نکنید، چرا که شما را فردی شاکی جلوه می‌دهد. افراد دوست داشتنی اجازه می‌دهند طرف مقابل مشخص کند که چه زمانی برای اینکه درد دل کنند، مناسب است.

۱۲- زمان مناسب برای تماس فیزیکی را می دانند

افراد دوست داشتنی به موقع طرف مقابل را لمس می‌کنند. زمانی که در حین گفتگو فردی را لمس می‌کنید،‌ باعث ترشح هورمون اُکسی‌توسین در مغزش می‌شوید که در ذهنش، شما را با اعتماد و بعضی احساسات مثبت دیگر پیوند می‌دهد. لمس کوتاه شانه، در آغوش کشیدن یا دوستانه دست دادن همگی باعث ترشح اکسی‌توسین می‌شود. البته باید فردی مناسب را در زمان صحیح لمس کنید تا این هورمون ترشح شود، وگرنه لمس کردن ناخواسته و نامناسب نتیجه‌ی معکوس دارد. به یاد داشته باشید که روابط فقط براساس کلمات شکل نمی‌گیرند بلکه ناشی از احساسات ما نسبت به یکدیگر هستند. تماس فیزیکی طرف مقابل به شکل مناسب، راهی فوق‌العاده برای این است که نشان دهید شما به او اهمیت می‌دهید.

۱۳- بین جدی بودن و شوخ‌طبعی تعادل برقرار می کنند

مردم مجذوب افراد مشتاق و باانگیزه می‌شوند. با این حال، چنین افرادی به سادگی ممکن است در ملاقات با دیگران خیلی جدی یا بی‌علاقه به نظر برسند، چرا که معمولا در کارشان غرق می‌شوند. افراد دوست داشتنی بین جدی بودن و شوخ‌طبعی تعادل برقرار می‌کنند. در حین کار جدی هستند اما برخوردی دوستانه دارند. آنها همچنان خوش برخورد هستند، چون حتی در کوتاه‌ترین لحظات هم فردی مؤثر بوده و قدر لحظات ارزشمند را می‌دانند. این افراد صحبت‌های غیرمهم و شایعه‌پراکنی را محدود کرده و به جای آن، به ارتباط مؤثر با همکاران‌شان توجه می‌کنند. آنها آنچه که دیروز یا هفته‌ی گذشته با ایشان در میان گذاشته‌اید را به یاد می‌آورند و نشان می‌دهند که شما هم به اندازه‌ی کارشان برای‌شان اهمیت دارید.

جمع بندی

افراد دوست داشتنی دارای ارزشی بی‌نهایت و منحصر به فرد هستند. آنها به آسانی ارتباط برقرار می‌کنند، توازن در محیط کار را افزایش می‌دهند، باعث می‌شوند تا اطرافیان‌شان به بهترین شکل عمل کنند و معمولا بیشترین احساس لذت و خوشی را تجربه می‌کنند. این مهارت‌ها را به مجموعه‌ی صفات‌تان اضافه کنید تا ببینید که چقدر دوست داشتنی می‌شوید.


Post Views:
685

[ad_2]

لینک منبع