چگونه می توانید با همسرتان صمیمی تر شوید؟

[ad_1]

هیچ معیار دقیق و معتبری برای اندازه‌گیری میزان صمیمیت عاطفی و دوست داشتن وجود ندارد. شما نمی‌توانید آن را با معیار زمان و یا در موقعیت‌های مختلف اثبات کنید. یک رابطه پس از ۷ روز دچار تکرار و روزمرگی می‌شود و رابطه دیگری پس از هفت سال هنوز پرهیجان و جذاب است. بعضی‌ها می‌توانند پس از گذشت سال‌ها یک رابطه عاطفی را پر شور و حادثه نگه دارند و بعضی‌ها خیلی زود دچار روزمرگی‌ها و کسالت‌ می‌شوند.‏

حفظ یک رابطه پرهیجان، صمیمی و پرحادثه کار ساده‌ای نیست. برای همین است که این فکر به ذهن‌تان می‌رسد که چطور می‌شود یک نفر را هر روز دید، هر روز یک دست پخت مشابه را خورد، خوابید، بیدار شد و در تمام لحظات همراهش بود و عادت‌هایش را شناخت و خسته نشد؟

صمیمیت عاطفی یک نوع احساس نزدیکی به دیگری است. یک راه دو طرفه برای همدلی و همراهی. زمانی که در یک رابطه عاطفی صمیمی و نزدیک قرار می‌گیرید می‌توانید احساساتتان را بیان کنید، محبت‌تان را نشان بدهید و بدون اینکه نگران باشید آنچه می‌گویید یا نشان می‌دهید نادیده گرفته می‌شود یا مورد قضاوت قرار می‌گیرد. شما در این دلبستگی عاطفی به هیچ وجه نگران ظاهر یا رفتار خودتان نیستید.‏

می‌گویند دوست واقعی کسی است که وقتی جلوی یک منظره زیبا ایستاده‌اید از شما نمی‌خواهد که کنار بروید. او به دیدن منظره‌ای که شما هم در آن قرار گرفته‌اید ادامه می‌دهد. این در مورد رابطه هم صادق است و اگر بتوانید خودتان را در رابطه اینچنین توصیف کنید و همچنان خوشحال باشید یعنی در جای درستی قرار گرفته‌اید.‏

صمیمیت و دلبستگی عاطفی فقط برای رابطه‌های عاشقانه نیست. این دلبستگی بین دو دوست، اعضای خانواده و همسران هم می‌تواند وجود داشته باشد مثلا آدم‌های زیادی به یک حیوان دلبستگی عاطفی پیدا می‌کنند. در همه این روابط احساس پیوند عاطفی عمیق، کاملا درست و طبیعی است و در واقع بیانگر سلامت ذهنی و جسمی افراد است.‏

فقط زمانی که به یک نفر اعتماد می‌کنید، دوستش دارید و او را در ارتباط نزدیک با خود می‌بینید صمیمیت عاطفی و دلبستگی را تجربه می‌کنید. با این حال دلبستگی عاطفی چیزی بیشتر از این است.

همراهی با دیگری

بعضی‌ها گمان می‌کنند صمیمیت و دلبستگی حتما نیاز به مجموعه‌ای از مشترکات دارد. خیلی خوب است که بتوانید در کنار کسی باشید که تجربه‌های مشترکی دارد، احساساتش شبیه شماست و باورها و اعتقاداتش نیز تا اندازه‌ای شبیه شما است. در واقع این چیزی است که بیشتر آدم‌ها به دنبالش هستند؛ یافتن کسی که نگاه مشترکی به زندگی داشته باشد.

اما من می‌گویم دلبستگی و صمیمیت عاطفی می‌تواند به احساس شما نسبت به نگاه او به زندگی نیز بستگی داشته باشد. یعنی با اینکه می‌دانید او از دریچه دیگری به زندگی نگاه می‌کند اما زمانی که شما به آن دریچه نگاه می‌کنید احساس خوبی دارید هرچند که زاویه نگاه شما، تصورات و حتی برخی از خواسته‌هایتان با هم متفاوت باشد.‏

شاید بگویید با درک همه این موارد بازهم حفظ یک رابطه صمیمی آن هم در دراز مدت کار دشواری است. بله، این کار دشواری است بنابراین باید به این فکر کنید که چه چیزی مانع این پیوند عمیق عاطفی می‌شود.‏

علت را پیدا کنید

چه چیزی مانع صمیمیت شما در رابطه می‌شود؟ همیشه دلیلی برای فاصله گرفتن از دیگران وجود دارد. مثلا ممکن است از یک نفر فاصله بگیرید چون او پیش از این اعتماد شما را از بین برده است. شاید از همسرتان فاصله می‌گیرید چون احساس می‌کنید همه مسئولیت زندگی خانوادگی روی دوش شماست و فرصت و انگیزه ابراز محبت ندارید و نمی‌خواهید به چنین کسی نزدیک‌تر شوید.آدم‌ها به دلایل متفاوتی چنین فاصله‌ای ایجاد می‌کنند و این لازم است که بدانید چه چیزی باعث ایجاد چنین فاصله‌ای شده است.‏

البته دلایل اساسی‌تری نیز وجود دارد: مثلا قرار گرفتن در یک رابطه خشونت‌آمیز یا دروغ‌های مکرر می‌توانند باعث ایجاد فاصله‌های عمیقی بین شما و شریک زندگیتان باشند و جای تعجب ندارد اگر در این رابطه احساس دلبستگی نمی‌کنید.‏

اما برای تغییر یک شرایط فقط کافی نیست که علت آن را بفهمید. شما باید گام‌های بیشتری بردارید:‏

برداشتن قدم های کوچک

رفتار متفاوت می‌تواند احساس متفاوتی در شما ایجاد کند. پس حتی با وجود اینکه احساس آرامش نمی‌کنید، حوصله ندارید و خیلی مشتاق و علاقمند نیستید در رفتارتان تغییراتی کوچک ایجاد کنید. مثلا هرچند که هیچ وقت این کار را نمی‌کنید اما برای ایجاد حس خوب ناگهان و بی‌دلیل او را به آغوش بگیرید و ببوسید. برقراری تماس‌های فیزیکی بیشتر، لبخند زدن و نگاه کردن به چشم‌های یکدیگر و بو کشیدن کارهای واقعا دشواری نیستند، هزینه‌ای ندارند و نیاز به توضیح و دلیل هم ندارند اما واقعا اثرگذارند. البته این چیزهای ساده هم زمانی اثر می‌گذارند که شما دچار یک مشکل اساسی در رابطه نباشید و در ابتدا دلایل فاصله را شناخته باشید و برای حل آنها تلاش کرده باشید. در غیر اینصورت این یک نمایش بی‌اثر است و فقط یک توصیه کلیشه‌ای و تکراری است.‏

قدم اشتباه: اصرار برای نزدیک شدن

شما فکر می‌کنید پرس و جوی زیاد درباره کار و زندگی و یا پیام‌های بی‌شمار عاشقانه باعث صمیمیت‌تان می‌شود. اما این واقعا چیزی نیست که دیگران دوست داشته باشند. همه ما نیاز به یک فضای آزاد برای حرکت و نفس کشیدن داریم. لازم نیست برای حفظ چیزی دو دستی آن را بچسبید. همین که بلد باشید به موقع مراقبت کنید، آن را در فضای امنی قرار بدهید و دائما دستکاریش نکنید می‌توانید آن را حفظ کنید.‏

ذهن ناخودآگاه با شما چه می کند؟

گاهی ممکن است به این دلیل ازشریک زندگی‌تان دور شوید که در گذشته آسیب دیده اید. این کاملا قابل درک است که تجربه‌های تلخ گذشته مانع از پیشروی در آینده باشند. ناخودآگاه ذهن شما حاضر است و تلاش می‌کند شما را در امنیت قرار دهد. با این حال شما نباید همه چیز را دقیقا بر اساس تجربه‌های گذشته ارزیابی کنید. خیلی کم پیش می‌آید که شما در طول سال‌های مختلف و در موقعیت‌های متفاوت یک تجربه دقیقا مشابه داشته باشید. بنابراین لازم است کمی تمرین ذهنی انجام بدهید و با افکارتان مقابله کنید. این به شما کمک می‌کند که جلوی پیشروی صمیمیت و دلبستگی را با مانع‌های ذهنی تان نگیرید.


Post Views:
158

[ad_2]

لینک منبع

9 قانون طلایی برای معذرت خواهی از همسر

[ad_1]

همه ما آدم ها گاهی اشتباه می کنیم، گاهی دل یکدیگر را ناخواسته می شکنیم و این پایان موضوع نیست بلکه باید این اشتباه را جبران کنیم. عذر خواستن یکی از موثر ترین روشهایی است که می تواند آتش معرکه را در خانواده خاموش کند و جو آرامی را دوباره به خانه تان بر گرداند.

اما عذر خواهی هم مانند هر کار دیگری، چم و خم های مخصوص به خود را دارد مانند:

1- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید چون همیشه حق با شما نیست

در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

2- موقتا به جای خلوتی بروید

در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

3- گذشته را یاد آوری نکنید

به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . آتش بیار معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

4- به همسرتان بگویید که دشمن اش نیستید

اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و محبت تان را به او نشان دهید. دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

5- محیط دور و برتان را منظم و آراسته کنید

محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

6- نترسید ومشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید

یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

7- جمله ای دلپذیر به او بگویید

گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

8- بگویید که دوستش دارید

هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.

9- قانون طلایی: ببخشید و فراموش کنید

عذر خواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.


Post Views:
407

[ad_2]

لینک منبع

گفتن این جملات در زندگی مشترک ممنوع!

[ad_1]

0007613918

مهم نیست که رابطه شما چقدر خوب و عاشقانه است، شما باید در هر مرحله از رابطه که هستید، از گفتن برخی جمله ها خودداری کنید.

در این مطلب به برخی از جمله های ممنوعه ای که هر دو طرفه رابطه باید از گفتن آنها امتناع کنند، اشاره کرده ایم. اگر شما هم می خواهید که رابطه ای سالم و ماندگار داشته باشید، به آنها عمل کنید.

رابطه قبلی ام آنگونه بوده است

مطمئنا هر کسی درگیر رابطه ای در زندگی گذشته اش بوده است و طبیعی است که شما مدام طرف مقابل تان را با رابطه گذشته تان مقایسه کنید اما در این مسیر هم باید پایبند بایدها و نبایدهایی باشید.

برای طرف مقابل تان اهمیتی ندارد که عشق قبلی تان برای خوشحالی شما چه می کرد یا شما چه نوع رابطه ای با او داشته اید؟ پس بهتر است صحبت کردن از گذشته تان را رها کنید و به زمان حال بپیوندید تا این رابطه هم مانند رابطه قبلی تان به شکست منجر نشود.

خانواده ام با رابطه ما مخالف اند

حتی اگر خانواده شما با شریک فعلی زندگی تان موافق نیستند، بهتر است که بگذارید خود او به این موضوع پی ببرد. شما با گفتن این که خانواده تان از او خوششان نیامده، تنها به زخم های او نمک می پاشید. اگر هم می خواهید نظرتان را بیان کنید بهتر است خوش بین باشید و به جای افکار منفی، انرژی های مثبت را به او منتقل کنید.

در واقع وظیفه شماست که میان شریک زندگی و خانواده تان یک رابطه مطلوب بسازید. پس دست به کار شوید اما در این راه عجله نکنید زیرا گذشت زمان نیز کارش را خوب بلد است.

دوستان جذابی داری

مطمئنا آدم های جذاب دیگری جز عشق زندگی شما هم وجود دارد و شما آزادید که نظرتان را در مورد آنها بیان کنید اما این موضوع در مورد دوستان او یا برادر و خواهر او صادق نیست. اگر شما به او بگویید که دوستان جذابی دارد، او اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و احساس می کند که شما به دوستان اش بیش از خود او اهمیت می دهید. پس بهتر است که حس حسادت او را به هیچ وجه تحریک نکنید.

عادت بد من این است که…

احتمال این که شما هم مانند دیگران در تنهایی خود عادات بدی داشته باشید، زیاد است. اما دلیلی ندارد که شریک زندگی تان نیز از آنها باخبر شود. اگر چه شما تمام زندگی تان را با هم به اشتراک گذاشته اید اما حریم خصوصی، چیزی است که هر فردی باید آن را در تمام زندگی خود حفظ کند.

با افراد بدی رفت و آمد می کنی

دلیل ندارد که شما تمام آدمها، از جمله تمام دوستان شریک زندگی تان، را دوست داشته باشید. اما اگر بخواهید که مدام سرش غر بزنید که دوستان بدی دارد، یا این که با این و آن ارتباطی نداشته باشد، در واقع او را بیشتر از خودتان می رانید. شریک زندگی تان تنها در صورتی نظر شما را جدی خواهد گرفت و به آن احترام خواهد گذاشت که شما نیز با زبان خوش نظرات تان را بیان و از هر گونه توهینی دوری کنید.

تو در گذشته هم این اشتباه را کرده ای

حتی اگر شریک زندگی تان در گذشته اشتباهی مرتکب شده است، شما نباید آن را به رویش بیاورید. شما او را همانگونه که بوده پذیرفته اید، به همین دلیل زخم زبان زدن های مدام کاری برای شما از پیش نمی برد، جز این که او را بیشتر از شما می راند. در اقع شما با این رفتار، او را وادار می کنید که بار دیگر اشتباهات گذشته خود را تکرار کند.

انقدر با احساس نباش

اگر احساس می کنید که شریک زندگی تان از شما با احساس تر است، به جای این که او را مجبور کنید که منطقی فکر کند و روی احساست اش سرپوش بگذارد، خود شما سعی کنید که با احساس تر باشید تا که او احساس کمبود عاطفی از جانب شما نکند.

هر چه از مادرم بگویم کم است

مسلما شما مادر خود را بی نهایت دوست دارید و این فوق العاده است اما اگر مدام در مقابل شریک زندگی تان به او توجه کنید، احساس حسادت او را بر می انگیزید. این موضوع در مورد دوستان یا حتی اقوام تان هم صادق است. سعی کنید که او را در تک تک لحظه هایتان شریک کنید تا خود را از افرادی که شما به آنها علاقه دارید، جدا نبیند.

این غذا را نخور

هر کسی با یک عادت غذایی خاصی بزرگ می شود. شما نمی توانید شریک زندگی تان را وادار کنید که غذای مورد علاقه اش را نخورد. او آزاد است هر آنچه که دلش می خواهد را بخورد و شما با اصرارتان تنها کاری می کنید که او پنهانی این کار را انجام دهد. این که شما بخواهید در کنار او عادات غذایی سالمی را آغاز کنید، موضوع دیگری است اما تا زمانی که نظر شما را نپرسید، بگذارید هر چه را که خود صلاح می داند، انجام دهد.

من فوق العاده ام

بدون شک شریک زندگی تان به زیبایی و منحصر بفرد بودن شما واقف است، پس دلیل ندارد که در مقابل او مدام از خود و توانایی هایتان تعریف کنید. پس نسبت به آنچه طرف مقابل تان در مورد شما می اندیشد، اعتماد به نفس کامل داشته باشید و از بیان مدام زیبایی هایتان در گوش او، خودداری کنید.


Post Views:
380

[ad_2]

لینک منبع

آنچه که باید قبل از عقد بدانید

[ad_1]

3002532

گاهی آنچه باید قبل از عقد و پیوند زناشویی از طرف دختر و پسر به یکدیگر گفته شود با آنچه نباید گفته شود خلط و سوء‌تفاهم ایجاد کرده و کار دست دختر و پسر می‌دهد. بنابراین در اینجا ما برای شما عروس و داماد آینده برخی گفتنی‌های قبل از عقد را بازگو می‌کنیم که بیانشان ضروری است.

اهداف و برنامه‌هایتان

اینکه برای زندگی خود چه هدفی دارید نکته‌ای است که در زندگی مشترک پای هر دو نفر را به میان می‌کشد یعنی دیگر مسئله خصوصی بی‌معنا خواهد بود. شاید طرف شما نتواند با اهداف شما کنار بیاید و یا اتفاقا برنامه‌هایی همسو با اهداف شما داشته باشد. آگاهی از اهداف و برنامه‌های یکدیگر باعث می‌شود هم یکدیگر را حمایت کنید و هم در شرایط خاص درک متقابلی از هم داشته و حتی در رسیدن به هدف زودتر مسیر را طی کنید.

توقعات تان

قبل از اینکه زن و شوهر بشوید باید بدانید چه توقعاتی از همسر آینده خود دارید و از سویی قادرید به کدام توقعات همسرتان پاسخ بدهید. این طور تکلیفتان در زندگی مشترک مشخص شده و با انتظارات ناگهانی و از پیش تعیین نشده روبرو نمی‌شوید. اینجاست که صداقت و روراستی شما دو نفر بسیار مهم است.

گذشته تان

اینکه قبلا چند خواستگار داشتید و چه حرفهایی بینتان رد و بدل شده و یا به چند خواستگاری رفته‌اید و جزییات مکالمات چه بوده در حال حاضر هیچ ضرورتی به بیانشان نیست. اما اگر قبلا نامزد یا همسر داشتید باید حتما بگویید البته باز هم نیازی نیست از ریز اتفاقات حرفی بزنید. گفتن اینکه کجا می‌رفتید و چه می‌کردید درست نیست. فقط طرفتان باید بداند شما قبلا نامزده بوده‌اید و این نامزدی چقدر طول کشیده است. این مسئله برای برخی‌ها به گونه‌ای است که نمی‌توانند با آن کنار بیایند پس بهتر است قبل از هر اتفاقی بیان شود تا تصمیم درستی گرفته شود.

حتی ممکن است شما از ازدواج سابق خود صاحب فرزند باشید اما از بیان آن برای ازدواج دوم بترسید و با این فرض که پس از عقد دیگر راضی شده و با قرار گرفتن در عمل انجام شده راهی جز پذیرش ندارد این موضوع را کتمان کنید. اما این یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی شما خواهد بود.

اعتقادات تان

کسی که مسائل مذهبی و اعتقادی پر رنگی داشته باشد زندگیش تحت تأثیر آن قرار گرفته و اصولا تصمیمات خود را بر مبنای همان اعتقادات می‌گیرد. حالا در نظر بگیرید همسر چنین فردی اصلا به مسائل مذهبی ذره‌ای اعتقاد ندارد. مسلم است آنچه بینشان رخ می‌دهد تضاد و تنشی است که هرگز پایان نخواهد یافت. پس شما حواستان باشد در ابتدای امر از این موضوع حتما اطلاعات کافی را به دست بیاورید.

سلامتی یا بیماریتان

اگر بیماری خاصی دارید، از مشکل جسمی یا روانی رنج می‌برید و یا مسائلی از این دست در زندگیتان اثر‌گذار است حتما با طرف مقابلتان مطرح کنید. این حق اوست بداند همسر آینده‌اش چه بیماری یا کسالتی دارد. خودتان را به جای او بگذارید. ببینید چه حالی می‌شوید وقتی از همه جا بی‌خبرید همسرتان به دلیل بیماری مثلا صرع ناگهان روی زمین بیفتد و حالش بد شود.

مسلم است در این شرایط دست پاچه شده و نمی‌دانید چه باید بکنید اما اگر از قبل می‌دانستید اول اینکه همسرتان را به پنهان کاری متهم نمی‌کردید چون صادقانه موضوع را به شما گفته است. دوم اینکه با اطلاع و آگاهی لازم به همسرتان کمک می‌کنید تا بحران پیش آمده را پشت سر بگذارد.

ممکن است شما در انجام اموری نقص یا نقطه ضعفی داشته باشید و خوب است که بیان آن توسط خود شما باشد. قبول داریم کار سختی است بخواهید از نقاط ضعف خود سخن بگویید اما این هم حق طرف مقابلتان است تا بداند همسر آینده‌اش روی چه اموری نقص یا ضعف دارد. این مسئله حتی ممکن است کمک کند با کمک همسر آینده‌تان به رفع یا پذیرش آن دست بزنید.

گرایشات سیاسی، میزان درآمدی که ماهیانه دریافت می‌کنید و حتی اگر بدهی یا مشکل مالی پیچیده‌ای دارید را به طرفتان بگویید. حتی اگر نظر خاصی نسبت به بچه‌دار شدن و فرزند‌آوری دارید با او در میان بگذارید. به هر حال مسائل تربیتی فرزند برای برخی‌ها بسیار مهم بوده و با دیدگاه خاصی که دارند مایلند از روش خاصی برای تریبت فرزندانشان استفاده کنند. پس باید قبل از عقد و ازدواج بیان شود تا توافقی دو سویه صورت بگیرد.

یادتان باشد هیچ گاه آنچه گفتنی است را به امید اینکه پس از ازدواج خواهید گفت از شریک آینده‌تان پنهان نکنید.


Post Views:
420

[ad_2]

لینک منبع

این 9 مورد عشقتان را نابود می کند!

[ad_1]

3002534

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.

پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا 9 مورد از آنها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هرکدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذاخوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید!

برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید می توانید موافقت کنید که در هفته بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

2- خانه نشینی

ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشتهب اشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید.

حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کردها ید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید.

اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دونفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

3- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگی تان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید.

به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه بر می گردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.

4- رسیدگی به وضع ظاهر

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترک تان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد.

پس بهتر است که دست از شوریدگی و نامرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.

5- بی توجهی

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارید. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید. به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجیدها همیشه خوشایند هستند، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.

6- حساسیت مفرط

دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک که براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان عشقتان را نابود نکنید.

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت و آمدهای آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد مهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

8- نبود برنامه

تشکیل خانواده به معنای گذارندن زندگی بدون درنظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن رو به رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.

9- سکوت

مطمئنا عدم گفت و گو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم با این حال، معمولا گفت و گو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند… در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف مقابل تان را بفهمید.

در صورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آنها را نگویند، بسیار برای آنها بهتر است.پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.


Post Views:
1,034

[ad_2]

لینک منبع

7 ویژگی خانم ها که آقایان را شیفته خود می کند

[ad_1]

0007613648

لبخند، بوی خوش عطر، هوش و شاید هم اندامی زیبا. فکر می‌کنید کدامیک برای مردان جذاب‌تر است؟

کدامیک از این خصوصیات در خانم‌ها باعث می‌شود مردی شیفته همسرش شده و هیچوقت او را رها نکند؟ اگر بگویم هیچکدام از اینها چه؟ شاید این خصوصیات در ابتدای کار مردی را به سمت همسرش بکشانند اما برای نگه داشتن او در یک رابطه طولانی‌مدت و بادوام کافی نیستند.

جالب است بدانید که مردها به دنبال خصوصیاتی عمیق‌تر، اساسی‌تر و پایدارتر هستند که بنا به دلایلی زن‌ها تصمیم می‌گیرند در خود نشان ندهند. حداقل در ابتدای رابطه و گاهی اوقات هم خیلی دیر این خصوصیات خود را نشان می‌دهند.

1- شوخ طبعی

باید بتوانید با هم دیوانه‌بازی کنید. کار و زندگی فوق‌العاده استرس‌زا است! همسرتان تنها کسی است که درمقابل او باید سلاحتان را زمین بیندازید. چه خانه باشید و چه بیرون، درست وقت‌هایی که کسی نگاهتان نمی‌کند، وقت مسخره رقصیدن‌ها، حرف زدن با صداهای عجیب و غریب و وقت این است که خودتان باشید. اگر می‌خواهید همسرتان احساس کند که می‌تواند با شما تفریح کند، شما هم نباید از تفریح کردن با او بترسید. حتی اگر از اینکه مسخره به نظر برسید نباید بترسید. از اینکه خودتان را رها کنید، از چارچوب همیشگی‌تان بیرون بیایید و بلند بلند بخندید نترسید.

2- اعتماد به نفس

زنی که اعتماد به نفس داشته باشد ارزش خود را می‌داند. به خود افتخار می‌کند و این از حرکات و ظاهرش پیداست. او به دنبال تایید گرفتن از مردها نیست. خودش می‌داند که فوق‌العاده است. او می‌داند که مردی که بتواند با او باشد فوق‌العاده خوش‌شانس است چون او این توانایی را دارد که بیشتر از هر زن دیگری او را خوشحال کند.

واقعیت این است که مردها دوست دارند فکر کنند که جایزه را برده‌اند. دوست دارند احساس کنند که خوش‌شانس‌ترین مرد هستند. درست همانطور که دوست دارند شما به آنها افتخار کنید، او هم می‌خواهد به شما افتخار کند. اگر شما خودتان به خودتان اعتماد نداشته باشید و از خوب بودن خودتان مطمئن نباشید، چرا او باید چنین حسی داشته باشد؟ چه بخاطر ظاهرتان باشد، چه هوشتان، چه موفقیت‌هایتان، چه احترامی که دیگران به شما می‌گذارند، کارتان یا هر خصوصیت خوب دیگر شما، همسرتان دوست دارد به شما پز بدهد. می‌خواهد بداند که می‌تواند با اطمینان شما را به خانه پیش مادرش بیاورد و یا به دوستانش معرفی کند و یا حتی در جلسات کاری خارج از محل کار شما را با خود پیش رئیسش ببرد چون شما باعث می‌شوید که او خوب به نظر برسد.

3- استقلال

سرتان شلوغ است، از پس کارهای خودتان برمی‌آیید و خودمختارید. علایق خاص خودتان را دارید، فردی جذاب هستید. برای بحث‌های باکیفیت و جدی حرف‌های زیادی برای گفتن دارید. برای خودتان زندگی دارید و عاشقش هستید. این خصیصه شما او را به چالش می‌کشد اما شما برایش یک چالش نیستید، شما بهترین نوع خودتان هستید و به او انگیزه می‌دهید که او هم بهترین خودش باشد. چه کارتان باشد که عاشقش هستید و چه سرگرمی‌های جالب و خلاقانه‌ای برای خودتان داشته باشید، مهم این است که به او نیازی نداشته باشید. برای اینکه خلائی در زندگی‌تان پر شود یا خوشحال شوید به او نیاز ندارید.

خودتان بدون او به اندازه کافی کامل و راضی هستید. بااینکه ممکن است حسابی سرتان شلوغ باشد و درگیر زندگی خودتان باشید، اما نباید برای گذاشتن قرار ملاقات با او هم زیاد سخت بگیرید. در هر حال باید علاقه‌تان به بودن با نامزدتان را نشان دهید. برای دیدن او باید مشتاق به نظر برسید. مردها دوست دارند حس کنند که زن‌ها آنها را می‌خواهند، آن هم زنی خاص مثل شما! پس وقتی او را دیدید، حضور کامل داشته باشید. لبخند بزنید و خود جذاب و فوق‌العاده‌تان باشید.

4- قدرت

آیا وقتی دچار ضعف می‌شود، می توانید صاف بایستید؟ یا اینکه شما هم زودتر از او خم شده و می‌شکنید؟ اگر لازم باشد می‌توانید از عهده مخارج خودتان برآیید؟ این قدرت‌ها مقداری از فشار را از روی دوش او برمی‌دارد و باعث می‌شود خودش بخواهد که برای شما قوی باشد نه اینکه مجبور باشد!

آیا در ارزش‌ها و اعتقاداتتان قوی هستید؟ یا اینکه خیلی راحت تحت‌تاثیر قرار می‌گیرید؟ کی هستید؟ به چه چیزهایی اعتقاد دارید؟ آیا سر اعتقاداتان هستید؟ آیا او می‌تواند به حرف‌هایی که می‌زنید اعتماد کند؟ آیا اعمال و رفتارتان مطابق با حرف‌هایتان هست؟ زنی که اعتقاداتی پابرجا داشته باشد، باعث امنیت مرد زندگی‌اش است. احساس امنیت یکی از مهمترین عناصر در ایجاد حس اعتماد در مردهاست. این حس باعث می‌شود بتواند دریچه دلش را به طور کامل برایتان باز کند.

5- آسیب پذیری

منظورمان درمانده بودن نیست. آسیب‌پذیری این است که خود واقعی‌تان باشید. نشان دادن ضعف‌هایتان شاید خلاف قدرت باشد اما قدرت واقعی در توانایی شما برای نشان دادن آسیب‌پذیری‌تان نهفته است. نشان دادن شکنندگی‌تان، نقاط دردتان، ناامنی‌ها و حتی آشکار کردن کارهایی که قبلاً انجام داده‌اید و از‌ آن پشیمانید، قدرت زیادی می‌خواهد.

به همسرتان نشان دهید که چقدر دوستش دارید. بگویید که چقدر دیوانه‌اش هستید. اجازه بدهید بفهمد که قبلاً هیچوقت چنین حسی را تجربه نکرده‌اید. آسیب‌پذیری احساسی شما باعث اعتماد بیشتر او نسبت به احساس شما می‌شود و درنتیجه موجب می‌شود خود او هم از نظر احساسی درمقابل شما آسیب‌پذیر باشد.

6- زنانگی

زنانگی هم مربوط به ظاهر شماست و هم رفتارتان. زن بودن یعنی زیبایی، ظرافت، لطافت، مهربانی و قسمت شیرین وجودتان که مردها فاقد آنها هستند را در آغوش بکشید. زن باشید! پیراهن‌های زیبا بپوشید، خوشبو باشید، برای زیبا کردن ظاهرتان وقت بگذارید و از آن لذت ببرید. این کار به خودتان هم حسی فوق‌العاده خواهد داد.

مهربان باشید. یکی از خصوصیات زنانگی که مردها معمولاً ندارند، میل طبیعی شما به مراقبت کردن است. البته می‌توانید در عین حال آسیب‌پذیر بوده و به همسرتان نشان دهید که به او نیاز دارید اما می‌توانید از او هم مراقبت کنید. هرچقدر هم که قوی، مردانه و مستقل باشد، همه مردها دوست دارند که کسی از‌ آنها مراقبت کند. اینکه نشان دهید چنین توانایی دارید باعث می‌شود سلاح خودش را در کنار شما زمین بیندازد و در کنارتان احساس امنیت کند. وقتی مردی ضعف از خود نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد بخش آسیب‌پذیر او را ببینید، به شما قدرت خواهد داد. منظور این نیست که رابطه مثل یک مسابقه یا بازی است، همه اینها برای ایجاد یک رابطه بادوام و ایجاد احساس امنیت و آرامش برای دو طرف است.

7- شادی

آیا فرد شادی هستید؟ آیا از زندگیتان، کارتان، اهدافتان و وضعیتتان راضی هستید؟ یا آن فرد ناراضی هستید که مدام در حال شکایت از زندگی‌اش است؟ هیچ مردی قرار نیست شما را خوشحال کند. این کار مردها نیست. زنی که شاد باشد و این شادی را نشان دهد برای مردها بسیار مطلوب است چون مردها دوست دارند در پایان روز خسته‌کننده‌ای که داشته‌اند شما خوشحالشان کنید. آنها دوست دارند بتوانند کنار شما جلو تلویزیون بنشینند و یا شب‌ها که کنارتان می‌خوابند کاملاً شاد و راضی باشند. همسرتان می‌خواهد لبخند شما به او گرمای زندگی دهد و در کنار شما احساس آرامش کند.


Post Views:
781

[ad_2]

لینک منبع

فیلم های نامناسب چه تأثیری روی فرزندان ما دارند؟

[ad_1]

کودکی سرنوشت سازترین مرحله زندگی و دوران معصومیت، شادمانی، آرامش و خلاقیت است. این وظیفه هر پدر و مادری است که برای حفظ این ویژگی ها در کودکش تلاش کند و او را با سلامت روانی به مراحل بعدی زندگی تحویل دهد. متاسفانه برخی والدین به این امر توجه نمی کنند.

فیلم های نامناسب چه تأثیری روی فرزندان ما دارند؟

شما چند تا فرزند دارید؟ یکی؟ دو تا؟ سه تا؟ آیا اگر صد تا بچه هم داشته باشید، حاضر می شوید به یکی از آنها غذایی را بخورانید که مسموم است؟ یا او را به جایی ببرید که پر از مواد آلوده است؟ مسلماً نه. پس چطور است که بعضی از پدر و مادرها حواسشان به خوراک روانی فرزندشان نیست؟

باور کنید نمی خواهم شعار بدهم، اما تأثیر مسئله کم توجهی بعضی از والدین به کیفیت فیلم ها و موسیقی هایی که کودکشان را در معرض آنها قرار می دهند، کمتر از تأثیر یک وعده غذای مانده و مسموم یا نفس کشیدن در یک اتاق پر از مونوکسید کربن نیست. تأثیری که این رسانه ها روی روان کودک شما می گذارند، یک تأثیر چند جانبه است که حالا حالاها از ذهن فرزند شما پاک نخواهد شد.

چند کلام حرف تأسف بار اما ضروری

متأسفانه امروزه کار بعضی بی توجهی های بعضی از پدر و مادرها به جایی رسیده است که ناخواسته این جمله به ذهن متبادر می شود که «پدر و مادر هم، پدر و مادرهای قدیم». شرح حال نمونه ای از این پدر و مادرها را همین چند وقت پیش از زبان یکی از دوستان شنیدم: «میز شام که آماده شد، زن و شوهر جوان صاحبخانه که یک دختر شش ساله داشتند، از مهمان ها خواستند که سر میز بنشینند.

تلویزیون از قبل روشن بود و فیلمی پخش می شد که سانسور نشده بود. تقریباً حواس هیچ کدام از بزرگترها به آن فیلم نبود و وقتی هم که سر میز نشستیم، تمام حواس ها رفت به غذا و بگو و بخند. دخترک صاحبخانه با دو تا بچه دیگر که مهمان بودند، کنار هم سر میز نشسته بودند و غذا می خوردند. ناگهان بچه ها ساکت شدند. باز هم کسی حواسش نبود. من هم تصادفاً وقتی متوجه صحنه جنسی فیلم شدم که به نظرم چند ثانیه ای از تماشای آن صحنه توسط بچه ها گذشته بود.

با چشم و ابرو از صاحبخانه خواستم تلویزیون را خاموش کند اما او با بی تفاوتی نجوا کرد: «الآن تموم می شه». راست می گفت. فیلم همانجا تمام شد اما برای بچه ها تازه آغاز ماجرا بود چون شروع کردند به بوسه های آن مدلی و حرف زدن درباره آن. و متأسفانه باز هم پدر و مادرها با بی تفاوتی و حتی گهگاهی هم قربان صدقه ی تشویق آمیزشان با صحبت های بچه ها در این باره برخورد کردند».

متأسفانه امثال این قبیل پدر و مادرها زیاد شده اند. به عنوان یک مثال دیگر، چند وقت پیش کودک هفت ساله ای را دیدم که همزمان با صدای یکی از خواننده های زیر زمینی با گرفتن کنترل تلویزیون جلوی دهانش و ورجه وورجه کردن روی مبل، ادای او را در می آورد که گذشته از موسیقی جنون آمیزش، محتوای شعرش هم بیمارگونه بود. و متأسفانه این قبیل قصه ها ادامه دارند…

این فیلم ها و موسیقی ها با کودک شما چه می کنند؟

قبل از اینکه وارد این بحث شویم باز هم روی این نکته تأکید می کنم که تأثیر فیلم ها و موسیقی های نامناسب بر کودک شما، به دوران کودکی محدود نمی شود. با توجه به این مسئله به چند مورد از این آثارآسیب زا در کودکان می پردازیم:

یک ژست مادام العمر

شما به عنوان یک فرد بزرگسال، خاطرات کودکی تان را چگونه می بینید؟ مثلاً به صورت تصویر می بینید؟ یا به صورت یک مفهوم ذخیره شده در حافظه بلند مدت تان؟ آیا می دانید که بچه ها از هر چیزی که می بینند یا می شنوند و یا به هر نحوی با آن مواجه می شوند یک تصویری در ذهنشان درست می کنند؟ تصویری که هم خاطره آنها را می سازد و هم شکل و شمایل نگرش آنها را نسبت به خودشان، دنیا و آینده تعیین می کند؟ با این شرایء دیگر خودتان تأثیر فیلم ها و موسیقی های نامناسب بر فرزندتان را حساب کنید!

یک بلوغ نصفه نیمه و بدموقع

به طور کلی مراحل رشد انسان طوری برنامه ریزی شده است که در هر مرحله جنبه های مختلف وجودی فرد پا به پای هم بالا می آیند. مثلاً در نوجوانی هم جسم شروع به رشد می کند، هم فکر، هم روابط اجتماعی و هم دغدغه های جنسی. این هماهنگی بین جنبه های مختلف رشد، اهمیت خیلی خیلی زیادی دارد.

چون اگر این جنبه ها با هم هماهنگ نباشند و مثلاً یکی از جنبه ها حتی به شکل سطحی از بقیه جلو بزند، فرد دچار سردرگمی و اضطراب می شود. پس به همین دلیل مهم، باید کودکان را از دیدن فیلم ها و شنیدن آهنگ هایی که محتواهای نامناسب دارند، به شدت دور نگه داشت و از توجیهاتی مانند اینکه «بچه است»، «از این چیزها سر در نمی آورد» و… به شدت پرهیز کرد. چون دقیقاً به همین دلیل که او بچه است و از این مسائل سر در نمی آورد، این جور چیزها می توانند برای حال و آینده او حتی خطرناک باشند. تأثیر فیلم ها و موسیقی های نامناسب بر کودک شما، به دوران کودکی محدود نمی شود.

معصومیت از دست رفته

فرقی نمی کند فیلم باشد یا موسیقی، وقتی که کودک شما چیزی را می بیند یا می شنود که محتوای سالمی ندارد، در واقع دارد ذره ذره از معصومیتش دور می شود و آثار این دور شدن، در مراحل بعدی زندگی او مانند نوجوانی و جوانی خودش را نشان خواهد داد.

یک عامل خطر

در مباحث بهداشت روانی یک اصلی وجود دارد. این اصل می گوید وقتی یک فرد به بیماری روانی مبتلا می شود که زمینه جسمانیِ آن بیماری، در محیطی قرار بگیرد که احتمال بروز بیماری را افزایش می دهد. این اصل نشان می دهد که محیط چقدر می تواند در سلامت یا بیماری ما نقش داشته باشد. پس لطفاً این مسئله را به شکلی خاص جدی بگیرید. فیلم ها و موسیقی های نامناسب طوری هستند که حتی روان یک آدم عاقل و بالغ و سالم را هم دچار خمودگی و افسردگی می کنند چه برسد به روان دنیا ندیده و آسیب پذیر یک کودک!

اگر از قلم کمی تا قسمتی علمی بنده در این یادداشت، خسته شدید از شما عذرخواهی می کنم، اما به نظرم آمد که نوشتن به زبان علم شاید بتواند این یادداشت را از اتهام به شعارزدگی دور نگه دارد و ذهنیت های منصف را نسبت به واقعیت این مقولات بیدار کند.


Post Views:
75

[ad_2]

لینک منبع

4 شوخی ممنوع با همسر

[ad_1]

3002571

متأسفانه برخی رفتارها فقط ظاهرشان شبیه شوخی است اما در صورت تکرار و با گذر زمان، شادی و گرمی خانه را کم رنگ می کند. برخی موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر از جانب همسران رعایت نشود، روابط زناشویی را تخریب می کند.

در شوخی با همسرتان هرگز از کلمه طلاق استفاده نکنید

به نظر یک روان شناس، یکی از این موارد استفاده مکرر از واژه «طلاق» است. مثلاً در پاسخ همسرمان زمانی که با شوخی می پرسد « اگر یک ماه آشپزی نکنم، چه کار می کنی؟ » اصلاً صحیح نیست که با شوخی بگوییم «طلاقت می دهم»، چون ممکن است او را ناراحت کنیم و در برابر همین یک شوخی ساده، با جنجال مواجه شویم.

حتی در زمان شوخی هم به همسرتان بی جنبه نگویید

عواطف زن و مرد با یکدیگر متفاوت است و هیچ کدام از ما حق نداریم در برابر ناراحتی دیگران لفظ «بی جنبه» را به کار ببریم. در واقع، گاهی با یک حرف ساده زمینه استرس و اضطراب همسرمان را فراهم می کنیم و اصلاً اهمیتی نمی دهیم که ته مانده های همین دلخوری می تواند موجبات شکل گیری سایر اختلاف ها را فراهم کند. البته نباید یک شوخی کوچک همه چیز را به هم بریزد اما تکرار و عادت به این نوع از شوخی ها، می تواند زندگی زناشویی را سرد کند.

در شوخی های زناشویی پای زن دوم را هرگز وسط نکشید

گاهی برخی مردها در پاسخ به این که « چرا اینقدر دیر آمدی؟ » می گویند « خانه زن دومم بودم » و با خود فکر می کنند که شوخی بسیار جالب و شیرینی با همسرشان داشته اند. در حالی که تکرار جملاتی با این مضمون می تواند ناخودآگاه زن را به احتمال خیانت سوق دهد و پس از مدتی جای خود را به اضطراب، ترس از جدایی و بهانه گیری بدهد. یا این که مرد با کوچک ترین مشکل کاری به همسرش می گوید «همین امروز و فرداست که با مأمور بیایند دنبالم» و خودش می خندد. اما نمی داند که همین یک شوخی ساده چقدر می تواند برای محیط خانه استرس آور باشد.

در شوخی با همسرتان فحش و تمسخر ممنوع است

همچنین شوخی های تمسخرآمیز و حاوی فحش نیز اصلاً برای روابط زناشویی گرم، مناسب نیست، چون ممکن است پس از مدتی حرمت ها را از میان ببرد. مثلاً وقتی زن به همسرش می گوید «اگر مشکلی برایمان پیش آمد، پدرم کمکمان می کند» مرد نباید با شوخی بگوید «پدرت از پس اقساط خودش برنمی آید»، چون این قبیل حرف ها به احساس حقارت، دلخوری و کاهش اعتماد به نفس منجر می شود. علاوه بر این، تمسخر قد، هیکل و لهجه همسر ممکن است در ظاهر حکم شوخی را داشته باشد اما روی تمایل او به ادامه روابط زناشویی تأثیر زیادی می گذارد و ممکن است باعث شود فردی که مورد شوخی قرار گرفته در لاک خود فرو رود و حتی علایم افسردگی را بروز دهد. در واقع، هیچ چیزی نمی تواند به اندازه ابراز محبت و شوخی های دوستانه و عاشقانه، موجب استحکام زندگی مشترک شود.


Post Views:
448

[ad_2]

لینک منبع

۷ رفتار زشت در زندگی که خیانت به همسر است!

[ad_1]

۷ اقدام ناشایست در زندگی زناشویی وجود دارند که روانشناسان آنها را معادل خیانت به همسر خوانده‌اند. انتخاب شخص ایده‌آل برای زندگی مشترک کار دشواری است. اما آنچه دشوارتر محسوب می‌شود، حفظ رابطه و مدیریت درست آن است. می‌دانیم عوامل بسیاری باعث جدایی می‌شوند که از جمله آن می توان به خیانت، اختلاف ارزش‌های اجتماعی، اختلاف سلیقه و غیره اشاره کرد.

روانشناسان بر این باورند خیانت یکی از مهمترین اتفاقاتی است که در بسیاری از مواقع نقطه پایان رابطه را رقم می‌زند. عمل خیانت باعث از بین رفتن اعتماد زن و شوهر شده و زخم عمیقی را در دل آنان ایجاد می‌کند. با این حال، خیانت تنها یکی از عوامل مخرب رابطه محسوب می‌شود و عوامل دیگری وجود دارند که درست به اندازه خیانت باعث سلب تعهد و امنیت رابطه عاطفی می‌شوند.

روانشناسان ۷ اقدام زیر را معادل خیانت به همسر دانسته و تصور می‌کنند. این عوامل درست به اندازه خیانت رابطه را تخریب می‌کند.

اهمیت بیشتر به نیازها و خواسته های خود

رابطه عاطفی باید بر مبنای مساوات و رفاقت دوطرفه به جلو پیش رود. حتی عده‌ای می‌گویند عاشق همیشه معشوق را در جایگاه اول قرار می‌دهد. ارزش قائل شدن برای هم و غم همسر ارتباط زن و شوهر را تسهیل کرده و مهر و عاطفه را در دلشان تقویت می‌کند. اهمیت ندادن به همسر و حذف او از اولویت‌ها به معنای ورود به سراشیبی رابطه است. توجه شود که منظور از اهمیت قائل شدن برای همسر این نیست که فرد از خواسته‌های خود بگذرد، بلکه باید بین نیازهای خود و خواسته‌های همسرش تعادل برقرار کند. فراموش نکنید دوست داشتن در «عمل» ثابت می‌شود، نه «حرف».

انتخاب همسر بدون دلیل و تشکیل زندگی بدون معیار

رابطه عاطفی ممکن است پس از مدتی به سمتی کشیده شود که در آن مهرورزی بین زن و شوهر به حداقل می‌رسد، زوجین تمایلی برای شاد بودن ندارند و هنگام صحبت کردن با یکدیگر از واژه‌های محترمانه‌ای مثل «لطفاً» استفاده نمی‌کنند. این وضع درست زمانی شکل می‌گیرد که زن و شوهر به یکدیگر به چشم صرفاً یک همخانه‌ای نگاه می‌کنند و ملاکی فراتر از آن برای ادامه رابطه ندارند. این حالت که به مرور زمان ایجاد می‌شود، بسیار خطرناک است. زمانی که زوجین کارهای خانه را به عنوان «وظیفه» همسر قلمداد کنند دلخوری‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود. سرانجام تصور می‌کنند قربانی این رابطه شده و انگار به دنیا آمده‌اند تا همواره در اختیار همسرشان باشند.

حمایت نکردن از همسر

زن و شوهر باید مثل یک تیم عمل کنند. زمانی که شخصی هم‌تیمی شما را مورد تمسخر قرار می‌دهد، قطعاً در صدد حمایت از هم‌تیمی‌تان بر می‌آیید. همسر درست مثل هم‌تیمی است که احتیاج به حمایت دارد. روانشناسان در توصیف این عامل به روابط بی‌شماری استناد می‌کنند که در آنها عدم حمایت از همسر منجر به از هم پاشیدگی رابطه و جدایی شده است.

دروغ گفتن به همسر

دروغ گفتن به همسر حتی در مورد مسائل پیش پا افتاده آثار جبران‌ناپذیری در پی دارد. یک دکتر روانشناس در این خصوص می‌گوید: «دروغ گفتن مخصوصاً به افراد نزدیک مصداق بارز نقض حقوق بشر است». شاید بتوان گفت خیانت به این دلیل غیر قابل توجیه و ناشایست محسوب می‌شود که با پنهان‌کاری و دروغ همراه است. اساس رابطه موفق بر پایه اعتماد، صداقت، احترام مشترک و آزادی فردی استوار است. انتخاب این سبک زندگی به معنای ادامه زندگی مشترک است.

استفاده ابزاری از نقاط ضعف و حساسیت‌های همسر برای آسیب رساندن به او

رفتارهای بسیاری در زندگی زناشویی وجود دارند که سواستفاده از همسر به حساب می‌آیند. یکی از این رفتارهای ناشایست کنترل همسر است. سو استفاده از عواطف همسر به منظور کنترل او معمولاً بدین شکل صورت می‌گیرد که فرد دائماً از همسر خود انتقاد می‌کند و احساساتش را هدف قرار می‌دهد. با مشخص شدن اهداف این فرد برای همسر، رابطه سیر سراشیبی پیدا می‌کند، صحبت‌ها و پیشنهادات فرد دیگر رنگی ندارد و رابطه وارد مرحله جدایی می‌شود.

فاصله گرفتن از لحاظ عاطفی

نادیده گرفتن همسر منجر به فاصله گرفتن زن و شوهر از یکدیگر می‌شود. منظور از فاصله، «جدایی عواطف» زوجین است که زندگی مشترک را به کلی مختل می‌کند. با کاهش مهرورزی زن و شوهر رابطه در موقعیتی حساس قرار می‌گیرد. از جمله نشانه‌های فاصله گرفتن احساسات زوجین می‌توان به بی‌اعتنایی و صحبت نکردن با همسر، بیش از حد وقت گذراندن با دوستان و همکاران و غرق شدن در مسائل کاری اشاره کرد.

اعمال فشار بر روی همسر برای ایجاد تغییرات

همسرتان را با تمام ویژگی‌هایی که دارد، بپذیرید. صحبت کردن در مورد رفتارهای آزاردهنده همسر مسئله‌ای است که پیش از انتخاب همسر باید حل و فصل شود. تغییر رفتار زمانی امکانپذیر است که خود فرد «بخواهد» رفتار خود را تغییر دهد. در این خصوص بد نیست به این موضوع اشاره کنیم که افراد سیگاری یا افراد دارای اضافه وزن به خوبی می‌دانند مصرف دخانیات یا پرخوری مشکلاتی را برای سلامتی‌شان به وجود می‌آورد. اما این خودشان هستند که نهایتاً باید تصمیم بگیرند تغییراتی را در زندگی‌شان ایجاد کنند.

فشار آوردن به همسر به منظور ایجاد تغییرات منجر به اختلاف و دلخوری می‌شود و در شدیدترین حالت خاتمه رابطه زناشویی را در پی دارد. ساده‌ترین اصل زندگی را می‌توان به این صورت بیان کرد که «ما فقط می‌توانیم خودمان را تغییر دهیم».

فراموش نکنید که سازش با همسر لازمه زندگی زناشویی موفق است. در این روابط زناشویی موفق، زوجین به تدریج تغییرات مساعد و مطلوبِ همسر را در زندگی مشترک مد نظر قرار داده و آن‌ها را به مرحله اجرا در می‌آورند. با این حال، این تغییرات با تمایل خود فرد صورت می‌گیرند.


Post Views:
594

[ad_2]

لینک منبع

نشانه های عاقبت بخیر شدن در ازدواج

[ad_1]

0007613649

عاقبت بخیری، آرزویی است که همیشه بزرگترها برای جوانان دارند. گاهی نمی دانیم این عاقبت بخیری یعنی چه و زیاد به عمق موضوع پی نمی بریم ولی باید بدانیم که همه چیز از یک زندگی خوب و خوشبختی کامل در همین عاقبت به خیری خلاصه می شود.

درست همان وقتی با فردی آشنا می شوید که همه ویژگی های مورد تایید شما را دارد و می توانید روی او به عنوان همسر آینده تان حساب کنید، این شک و دو دلی سراغتان می آید که:آیا در آینده هم همین طور خوشبخت خواهیم بود؟

برای همین است که توصیه می شود در دوران نامزدی و عقد کردگی، هوش و حواستان را جمع کنید و روند رابطه تان را با نامزد/ همسرتان زیر ذره بین بگیرید. اگر این ذره بین را به دست گرفته اید اما هنوز نمی دانید چه چیزهایی را باید ملاک خوشبخت شدن تلقی کنید، ما به شما خواهیم گفت.

1- اعتمادی ناگسستنی

چندماهی که از نامزدی و عقد می گذرد، رابطه کم کم جنبه ها و لایه های عمیق تری از خود را نشان می دهد. در ازدواج، اعتماد یک شرط انکار نشدنی است. اگر یک اعتماد واقعی بین شما وجود داشته باشد، می توانید برای هر چیزی روی همدیگر حساب کرده و هیچ وقت حس نمی کنید که طرفتان چیزی از شما پنهان می کند. اعتماد زن و مردی که با هم ازدواج می کنند، باید از جنسی باشد که برای شما امنیت خاطر و خیال راحت به همراه داشته باشد.

2- شباهت

وقتی که با پیش رفتن در شناخت یکدیگر، می فهمید چقدر شخصیت مشابه دارید و تا چه حد ارزش هایتان به هم شبیه است، و از آن گذشته، چقدر نسبت به آینده شبیه به هم فکر می کنید و برنامه های مشابه دارید، یعنی انتخاب درستی داشته اید و قرار است در ادامه این ازدواج، در دسته زوج های خوشبخت قرار بگیرید. پس خوش به حال شما!

3- ابراز محبت

شاید خیلی از زوج ها در اولین روزهای آشنایی یا نامزدی حسابی به همدیگر ارادت نشان بدهند و از هم تعریف کنند و به هم عشق بورزند اما تداوم این احترام و محبت است که تعیین می کند شما زوج خوشبختی خواهید بود یا نه. اگر همچنان با وجود تنش های طبیعی و اختلاق نظرهای معمول در یک رابطه، احترام همدیگر را حفظ می کنید، خوبی های همدیگر را به ذهن می سپارید و به هم محبت دارید، یعنی زوج خوشبختی هستید.

4- پذیرش خانواده ها

در یک ازدواج موفق هم شما باید از طرف خانواده او پذیرفته شوید، هم او از طرف خانواده شما. از آن مهم تر، شما باید بتوانید خانواده های یکدیگر را دوست بدارید، به آنها احترام بگذارید و از وقت گذراندن با آنها و تعلق داشتن بهشان، احساس خوبی پیدا کنید. وقتی چنین حسی به خانواده همسر/ نامزدتان دارید، می توانید امیدوار باشید که آینده ازدواج تان روشن است.

شما باید در کنار همسرتان آنقدر احساس پذیرفته شدن و امنیت داشتن بکنید که وقتی حرفی در دلتان دارید یا مشکلی برایتان پیش می آید، بدون ترس از عصبانیت یا تهدید و برخورد بد او، ماجرا را با او در میان بگذارید. احساس امنیت همچنین به معنی آن است که شریک زندگی شما، مدام در حال چک کردن و کنترل کردن شما نیست و حریم شخصی شما را محترم می داند.

5- گفتگوهای عمیق

وقتی بتوانید با همسر یا نامزدتان گفتگوهای معنادار و عمیق داشته باشید، یعنی بخش مهمی از راه را طی کرده اید. منظورمان از گفتگوی عمیق این است که بتوانید با هم در آرامش درباره مسایل بینتان صحبت کنید، نظرات واقعی تان را بگویید و نظرات طرف مقابل را بشنوید و بپذیرید و در نهایت با همدیگر درباره حل آنها تصمیم بگیرید. این یعنی همدلی و مهارت حل مساله دو طرفه.

6- احساس امنیت

در یک رابطه کامل، شما باید نسبت به همسرتان احساس امنیت و اطمینان خاطر داشته باشید. باید حس کنید که وقتی او هست، دنیا هیچ آسیبی نمی تواند به شما برساند و با کمک او می توانید از پس همه مشکلات برآیید. این امنیت همچنین شامل امنیت عاطفی هم می شود و باید در کنار او احساس کنید که آرامید، هر وقت به او نیاز دارید در دسترستان است و از جان و دل برایتان مایه می گذارد، آدم اول زندگی او هستید و به هر بهانه کوچکی او را از دست نخواهید داد.

بخش دیگری از امنیت، توانایی راحت صحبت کردن و خودافشایی کردن است. شما باید در کنار همسرتان آنقدر احساس پذیرفته شدن و امنیت داشتن بکنید که وقتی حرفی در دلتان دارید یا مشکلی برایتان پیش می آید، بدون ترس از عصبانیت یا تهدید و برخورد بد او، ماجرا را با او در میان بگذارید. احساس امنیت همچنین به معنی آن است که شریک زندگی شما، مدام در حال چک کردن و کنترل کردن شما نیست و حریم شخصی شما را محترم می داند.

7- پشتیبانی از همدیگر

وقتی یک ازدواج موفق خواهد بود که زن و مرد با هم رشد کنند و در مسیر رشد، به یکدیگر کمک کنند تا به اهدافشان برسند. پشتیبانی از یکدیگر و حمایت همه جانبه از آرزوها و آمال یکدیگر، ویژگی ای است که باید در تمام سال های زندگی همراه یک زوج باشد نه فقط در ابتدای ازدواج.


Post Views:
247

[ad_2]

لینک منبع