حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 99

[ad_1]

درویشی اینگونه دعا می کرد: خداوندا رحمت و بخشش خود را از انسان های بد مگیر چرا که به خوبان محبت بسیار داشته ای که آنان را این چنین نیک آفریده ای.

اولین کسی که بزرگ و پادشاه عالم شد و مردم به نیکی از او یاد کردند جمشید (1) بود. به او گفتند چرا به ظاهر و زیبایی آنچنان اهمیت نمی دهی در حالی که به درستی و شرافت اینچنین پایبندی. در پاسخ گفت: فضیلت (2) تمام زینت و آرایش راستی و درستی است.

فریـــدون گفت نقّاشانِ چیــــن را

که پیرامونِ خرگاهش بدوزنـــد (3)

بَدان را نیک دار، ای مردِ هشیار

که نیکان خود بزرگ و نیک‌روزند

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 22: اتحاد در زمان تفرقه دشمنان

1- جمشید اولین پادشاه اسطوره ای است (جام جم)

2- فضیلت: برتری در علم، هنر، و اخلاق؛ فضل.

3- خرگاه: خیمۀ بزرگ؛ سراپرده.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»


Post Views:
37

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98

[ad_1]

انسانی عاقل است که در شرایط نامناسب خود را کنار بکشد و زمانی که همه چیز مرتب شد باز گردد و ادامه دهد که در اولی امنیت در نماندن است و در دیگری شادی در بازگشتن.

هزارباره، چراگاه خوش‌تر از میدان

ولیکن اسب ندارد به دستِ خویش، عِنان (2)

1- هنگامی که در بازی نَرد هر سه طاس همزمان با شش خال بنشینند. (در قدیم تخته‌نرد را با سه طاس بازی می‌کردند)

2- عِنان: افسار

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 98 اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 95

[ad_1]

خداوند بزرگ و بلند مرتبه به همه اسرار ما آگاه است و آنها را حفظ می کند و همسایگان و نزدیکان چیزی نمی دانند و این چنین آشفته می شوند و فریاد سر می دهند.

نعوذ بالله، اگر خلق غیب‌دان بودی (1)

کسی به حالِ خود از دستِ کس نیاسودی

1- نعوذ بالله: پناه می بریم به خدا. این کلمه را در وقتی گویند که احتمال بدی پیش آمد کاری باشد.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 95 اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 94

[ad_1]

زمین از آسمان هدیه و برکت دریافت می کند و در مقابل، آسمان از زمین گرد و غبار و کثیفی. کُلُّ اِناءِ یَتَرَشَّحُ بِما فیهِ. (1)

گرت خویِ من آمد ناسزاوار

تو خویِ نیکِ خویش از دست مگذار

1_ عبارت عربی «کُلُّ اِناءِ یَتَرَشَّحُ بِما فیه» معادل با ضرب‌المثل فارسی از کوزه همان برون تراود که دروست، می باشد.

منظور سعدی بزرگ از نقل چنین حکایت این است که بازتاب رفتار هر انسان بزرگی به سبب درک و بینش عمیق او از زندگی است و حرکت نادرست برخی انسان ها تاثیری در رفتار آنها ندارد.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»


Post Views:
98

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 92

[ad_1]

کسی که گوش بندگی اش را سنگین آفریده اند همان کاری را می کند که فقط می شنود (1) و کسی که ریسمان سعادت و خوشبختی، او را با خود کشان کشان به سوی خوشبختی می کشاند چطور می تواند مانع راه خود شود و سعادتمند نگردد.

شبِ تاریکِ دوستانِ خدای

می‌بتابد چو روزِ رخشنده

وین سعادت به زورِ بازو نیست

تا نبخشد خدای بخشنده

از تو، به که نالم که دگر داور نیست؟

وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست

آن را که تو رهبری، کسی گم نکند

وآن را که تو گم کنی، کسی رهبر نیست

1- اشاره دارد به سنگینی گوش هایی که حتی اگر بخواهند بشنوند به گونه ای دیگر می شنوند یعنی آن کاری را که باید انجام دهند به گونه ای دیگر انجام می دهند.

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 44: مهم دانستن خود

مقصود از حکایت 92 این است که خداوند به اندازه ظرفیت هر کس به او توانایی و قدرت می دهد.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»


Post Views:
72

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 87

[ad_1]

در کتاب اِنجیل آمده است که: ای فرزند آدم! اگر تو را توانایی و ثروت دهم به دنبال کسب و کار بیشتر می پردازی و اگر تو را تنگ دست و درویش کنم، همیشه افسرده و غمگین هستی. پس بگو لذت یاد مرا کجا دنبال خواهی کرد و کی با شوق و اشتیاق به عبادت من خواهی پرداخت؟

گه اندر نعمتی، مغرور و غافلسعدی

گه اندر تنگ‌دستی، خسته و ریش (1)

چو در سَرّا و ضَرّا حالت این است (2)

ندانم کی به حق پردازی از خویش

1- خسته و ریش: آزرده و غمگین

2- سرّا و ضرّا: خوشی و ناخوشی

حتما بخوانید  حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 57: چشم پوشی از لذت دنیا

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»


Post Views:
6

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 86

[ad_1]

از کسی که تسلیم هوای نفس خویشتن است هیچ هنر و هنرمندی حاصل نمی شود و کسی که هیچ هنری نداشته باشد نمی تواند در میان مردم بزرگ باشد.

مکن رحم بر گاوِ بسیاربار

که بسیارخُسبست و بسیارخوار (1)

چو گاو ار همی بایدت فربهی

چو خر تن به جور کسان دردهی (2)

1- بسیار می خوابد و بسیار می خورد (یا در خواب بسر می برد و یا در حال خوردن است)

2- اگر همچنان مانند گاو به شکم پروری ادامه دهی، باید همانند خر به ظلم و تمسخر دیگران عادت کنی.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 86 اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 85

[ad_1]

در ظاهر بزرگترین و مهمترین خلقت هستی انسان است و سگ به مراتب کمتر از اوست. اما به نظر بیشتر خردمندان سگی که با وفا و قدردان باشد بسیار بهتر است از انسان ناسپاس.

سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش

نگردد، ور زنی صد نوبتش سنگ

و گر عمری نوازی سفله‌ای را

به‌کمتر تندی آید با تو در جنگ

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 85 اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 84: دروغ گفتن

[ad_1]

دروغ گفتن مانند ضربه کاری و عمیق خنجر می ماند که در عین اینکه تاثیر مخربی دارد اثر آن نیز برای همیشه باقی می ماند. زمانی که برادران یوسف آن دروغ را بر زبان آوردند، اعتبار خود را از دست دادند به گونه ای که دیگر حتی سخنان درست آنان نیز قابل باور نبود. قالَ بَل سَوَّلَت لَکُم اَنفُسَکُم اَمراً. (1)

یکی را که عادت بُوَد راستی

خطایی رود، در گذارند از او

و گر نام‌ور شد به قولِ دروغ

دگر راست باور ندارند از او

1- [یعقوب] گفت [چنین نیست] بلکه نفس شما امرى [نادرست] را براى شما آراسته است.

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»


Post Views:
50

[ad_2]

لینک منبع

حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 83

[ad_1]

جراحتی در قسمتی از بدن داشتم که از گفتن محل آن خودداری می کردم و بزرگی هر روز از حال من و بهبودی جراحتم سوال می کرد اما هیچگاه نپرسید که آن ‌زخم در کجای بدن من قرار دارد. فهمیدم که از پرسیدن محل دقیق آن خودداری می کند. اینطور به نظر می رسید که نمیخواست درباره هر عضوی از بدن سخن گوید.

یاد سخنی از بزرگان افتادم که گفته اند: هر کس بدون اندیشه سخنی بر زبان آورد، ممکن است از پاسخی که می شنود برنجد.

تا نیک ندانی که سخن عینِ صواب است

باید که به گفتن دهن از هم نگشایی

گر راست سخن گویی و در بند بمانی

به زانکه دروغت دهد از بند رهایی

پینوشت: کتاب آقای «محمد محمدی اشتهاردی»

نوشته حکایت های گلستان سعدی: باب هشتم، آداب 83 اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

[ad_2]

لینک منبع